مکان رمزآلود قسمت ۲۶ از ۶۲۵ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵
مکان
رمزآلود
ترجمه اختصاصی
تیم سرراست
GERALT
آروم باش.
راست میگه
از قصد اینکارو نکردی.
کاری که خرگوش خواست
رو‌کردی یه اتفاق بوده...
اگه چیزی شده بود
تا الان یکاری میکردن.
مطمئنم تو خوب میمونی.
لعنتی...هممون میدونیم
قرار نیست خوب بمونم.
بهتره مراقب باشم
نزدیک بود منم بگا برم.
منم از سکس خشن خوشم میاد
درست یادم نیست...
فکر کنم خیلی به
روح سخت گرفتم.
متعجبم که صبر کردن برای
برنامه ی بعدی حرکت عاقلانه ای
باشه.
قهوه یچیزی هست که
درموردش کنجکاوم.
هاه؟
تاحالا از دوربین ها
صدای چیز دیگه ای شنیدی؟
مثلا مدیر زن.
صدا همیشه یه شکل
بوده.
فقط یه حدسه ولی فکر کنم
همه ی چیزایی که میگه
از قبل ضبط شدن.
یچیزی مثل هشدار دیروز درمورد
خشونت چیزیه که اونا نگاه میکنن...
ولی بازم اون صدای
تکراری.
فکر کنم سیستمی دارن
که صدای خودشون نیست.
اون صدا صدای
آدم نیست.
برای همینه ما هرروز همون
صدا رو میشنویم
واقعا...؟
چرا پرسیدی؟
فقط کنجکاو شدم.
هیچی نیست که درمورد
مدیریت اینجا بدونم...
قهوه همه چیز رو بهم
نمیگه دلیلی نداره منم بهش
همه چیز رو بگم.
قرار نیست درمورد نقشه فرار
بهم بگی؟
واقعا یه نقشه داری
اره؟
چرا بهت دروغ بگم...؟
مثل چیزی که قبلا گفتم
بهتره تو ندونی.
یه کمک بهت میکنم
درمورد نقشه فرار...
همه این در ها الکتریکی
هستن.
بهتره امروز سخت
کار کنم.
امیدوارم اون خرگوش دیوونه
امشب اتاق من نباشه.
و...
امیدوارم چیزی برای
بچه اتفاق نیوفته.
هاه؟
چرا کار نمیکنه؟
این چیزی بود که بچه
قبلا درموردش حرف زد؟
اون گفت مشکلی با
خروجی هست اره؟
متعجبم ببینم اگه این
الکتریسیته اینجارو
قطع کنه.
هووو!!
چی؟؟
تاریک شد!!
لعنتی.
چیکار کنم؟
فکر کنم اشتباه کردم...
نیرو نداریم.
قرار نیست اینجا بمونیم
و بمیری درسته؟!
چراغ های اضطراری روشن هست
فکر نکنم کل سیستم قطع باشه.
تکون نخورید بچه ها
بیاید بمونیم سر جامون.
هیچی نمیبینم.
بهتره صبر کنم...
در باز شد؟
بعلاوه این در هیچوقت قبل از
این باز نبوده.
قهوه گفت در ها الکتریکی
هستن...
شاید بخاطر کشیدن اون سیم
باز شدن.
میتونم ناپدید بشم
و هیچکس نفهمه.
هیچکسم نمیبینم.
فقط یه پله است که به بالا
راه داره.
بطور عجیب روشنه..
شاید نیرو برق هنوز
اونجا باشه.
بهتره این راهو برم...
اینجا در هست.
باید به دور و برم
نگاه کنم...
این در هم بازه.
امیدوارم چیز عجیبی
اونور در نباشه.
هیچی.
اتاق. کنترل؟
ولی هیچ ردی نیست که کسی
اینجا بوده باشه.
این مانیتور ها رو ببین
نکنه به یه دستگاهی وصلن...
نباید به چیزی که
نمیدونم چیه دست بزنم.
بهتره درو باز کنم و
از پله ها بالا برم.
هرچی بالاتر میرم
روشن تر میشه...
امکان نداره...
راه خروج؟!
یادم نمیاد کی
خورشیدو دیدم
واقعا روشنه.
ببینیم...
جنگل.
فکر کنم فقط همین معلومه.
نمیتونم تصور کنم
اونورا چه شکلیه.
از داخل باز میشه...
فکر کنم فقط باید
بازش کنم...
وقتی از اینجا رد شم
آزادم.
نیرو برگشت.
سیستم انلاین است.
همه برگشتن؟
هوو...خوبه.
فکر کردم یه اتفاق
بد میوفته.
هیچکس صدمه ندیده
درسته؟
هاه؟
704 کو؟
اوه...
اینجام.
چی؟
تو خیلی بزرگی برای قایم
شدن زیر میز.
اوه یه لحظه
خوابم برده بود.
خیلی خسته ام.
نمیدونستم تو انقدر
شجاعی...
به هرحال خوشحالم
همه خوبن.
همه به اتاق
استراحت برن.
برای فرار کردنم مشکلاتی هست
باید اول اونار حل کنم.
اون خرگوشا گفتن میرن
اره؟
خوبه.
اونا ناز بودن
کاش میشناختیشون...
زندگیم اینجا رواله
نباید زود تصمیم بگیرم.
اره فقط با تو!
بهتره فکر کنم درموردش
باید چیکار کنم...؟
و بنظرم بهتره با قهوه
فرار کنم.
در باز شد.
همم..
خرگوش جدید.
اوه...
از اونجایی که اینجا
هیچ مقدمه ای نداریم...
هه
فکر کنم بهتره ازش لذت
ببرم.
ادامه دارد
پایان

قسمت 26 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 27

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی مکان رمزآلود
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت