اینستاگرامم
رو چک کردی؟
آره،
خیلی دیوونهای...
هه هه
مردم میگفتن
این کلاس خوبیه
ولی تنهام و
حس عجیبیه
*نگاه*
هیچکسو
نمیشناسم
دوست دختر
دوستم
قسمت اول
اوه!
اون...
سویونه!
از خوشگلای
اینستاگرامی دانشگاه
واو، خدا
ما رو ریده، اینا رو
آفریده
همون
دخترهست؟
نمیدونستم
توی این
کلاسه!
از نزدیک
خوشگلترم
هست!
خوشگلترین
دختریه که تا
حالا دیدم!
خیلی هاته
اون واقعاً..
مثل
فرشتههاست
هان! چی؟
چرا داره...
منو نگاه
میکنه؟
داره میاد
سمت من؟
واقعاً!؟
کیر توش، چقدر
الکی جوگیر میشم
ولی همینکه باهاش چشم
تو چشم شدم، نفسم گرفت
ولی کاشکی
مینشست کنارم
عووف
اگه کنارم بشینه میتونم سر
صحبت رو باهاش باز کنم...
و وقتی دوست شدیم، ممکنه
با هم وارد رابطه بشیم
قلبهامون بدنامون رو
به هم متصل میکنه...
و هر شب...
اوه!
نشست
کنارم!
...!
آره!
خوشحالم این واحد رو برداشتم!
هه هه
برای امروز
کافیه
جلسهی بعدی
به گروههای چهارنفره
تقسیم میشیم
شاید باهاش همگروهی شدم
*نگاه*
بهتره ازش بپرسم
عمم
ببخشید...
ببخشید!
اوه!
شما هردوتا سال
اولی هستین!؟
آره
عاع!
آره
منم سال اولی
هستم، چطوره هم
گروهی شیم؟
عع
فکر کنم گروه
فوقالعادهای بشیم
نظرت چیه؟
حتماً
باشه
منم اوکی
هستم
عالی شد!
واقعاً روز
خوبیه
باورم
نمیشه شمارهش
رو گرفتم
ووآاع
این عکس
پروفایلشه؟
😯
خیلی
خوشگله
بدنش پسر
کشه! با یه دست
میتونم کمرش
رو بگیرم
اوه!
لعنتی
اون باید
دوست پسرش
باشه
خوشتیپه
خوش به حالش،
وقتی با همچین دختری
قرار میذاره...
مطمئنم هر
شب میکنتش
بدنت خیلی نرمه
اوه
پوستم سفیده، راحت
آفتاب سوخته میشه
پس بهتره
همه جا رو ضد
آفتاب بزنی
حله
بهتره اینجا
رو هم ضدآفتاب
بزنم
آه
صبرکن
چه حالی
میده
هااع
آه
اگه یکی
بیاد چی؟
نه...
اینجا نمیشه
مشکلی نیست
چی؟!
چرا؟
هااه
یهویی
کردی توم!؟
یکی میبینه
هیچکس
اینجا نیست
کصت
چقدر داغه
هااه
آاه
نمیتونم...
هااه
سویون
ساکت
باش
لطفاً...
آه
هااع...من...
اوه!
دینگ!
همش
خیالاتم بود؟
این کیه؟
جونگ هانه
جونگ هان
چه خبر
رفیق؟
چه خبر رفیق؟
خیلی وقته ندیدمت،
چطوره قرار بذاریم؟
جونگ هان
خیلی وقته باهاش حرف نزدم
سلام!
بمیر
لعنتی
میکشمت
این یکی رو بزنم...
هی
فااک!
احمق، اگه وقتی
که بهت زنگ زدم
میومدی برده بودیم
مادرجنده
نمیتونستم
تنهایی برم داخل، بهت
گفتم منتظر بمون
همش باید جور تو
رو به دوش بکشم
چرت نگو
شام به
حساب توئه
وین ریتمون
۵۰ درصده خره
جونگ هان از مدرسه و
دبیرستان دوست صمیمیم بوده
هی روزگار،
مامان و بابام دارن
طلاق میگیرن
فاک
بابام
ریده
اون حرومی
نمیخواد تو رو
بزرگ کنه
جدی؟
احمق
زودباش
نشونم بده
گمشو
ولی بعدش جونگ هان شروع
کرد به گشتن با بچه باحالا
و سال آخر بود که
دیگه با هم حرف نزدیم
میخواستم بعد از کنکور
باهاش تماس بگیرم ولی...
اینجاست
حتماً
الان بیا پیشم
اتاق ۵۰۲ باچون سیتی
کار دیگهای نداشتم
واسه همین اومدم
کیونگسو
چرا بیرون
وایستادی؟
اوه!
جونگهان
چرا با لباس زیره؟
بیا داخل
باشه
خیلی وقته
ندیدمت پسر
این بوی
چیه؟
بوی خونهی مردیه
که تنها زندگی میکنه
ها؟
لباس زیر
یه دختره؟
یعنی...
با دوست دخترش
زندگی میکنه؟
حرومزاده!
عااع
چون
رفتی دانشگاه
نمیشه بیخیال من
بشی
عاخ!
بعد از کنکور
سعی کردم...
باهات
تماس بگیرم
ببخشید، تسلیم!
خوبه
این بار
میبخشمت
وارکرافت...
بازی میکنی؟
فوقالعادهست
اسمش
رو شنیدم
ولی کامپیوتر
من کیریه، هیچ کدوم
از بچههای دانشگاه هم
اهل بازی نیستن
بیا بشین
شخصیتم رو نشونت
میدم، عاشقش میشی
باشه
خوشگل
نیست؟ مطمئنم
جزو یک درصد برتر
بازیه
فوقالعادهست
میتونم برای
تو هم کاراکتر بسازم،
فقط کافیه یه اکانت
بسازی
همینجا
درستش کن
جدی؟
اصلن عوض
نشده
خداروشکر
اول ثبت
نام کن
کدوم شغل رو
انتخاب کنم؟
بیپ
ها؟
یکی اومد
دوست دخترشه؟
..?
این...
Sarrast.com
قسمت اول