باشه… پس من
اول میرم…
اولین پسری
که باهاش خوابیدی
کی بود؟
کسیه که من
میشناسمش؟
صبر کن…
دوست دختر
دوستم
فقط برام بریز…
وای!
هاا…
حالش… خوبه…؟
ها! به درک…
از این به بعد
کاملاً جدیام…
اون پسری
که میخواستی قایمش
کنی کدوم خریه؟
هی، تو!
چی؟ جدی
میگی!!
هی…
صبر کن…
همین حالا جوابمو بده!
اَه~ لعنتی!!
داری واقعاً
عصبانیم میکنیها
جونگ هان،
آروم باش
من که
نگفتم میخوام کاری
بکنم!
لعنتی!
جونگ هان،
بس کن…
هی…
فکر کردی
من کیام؟
واقعاً فکر
میکنی چون اولین
پسر نبودم عصبانی
میشم؟
میدونستم
اون موقع دیگه باکره
نبودی!
راحت بهم بگو
قایم کردنش… حالم
رو بدتر میکنه!
ای جندهی کثافت…
چی…؟!
الان بهم
چی گفتی؟
جنده؟!
هی، جونگ
هان!
بس کن
دیگه!
شوخیت گرفته؟
مینا،
آروم باش
تو… فقط…
*لرززز*
واو!
لاشی! چرا
وسط بازی دیوونه
بازی درمیاری؟
هاا…
لعنتی…!
همهچی خیلی
گند شده!!
جونگ هان!
کجا داری
میری؟!
اون حرومزاده…
این چه
وضعشه…؟
واو…
…آه!
…آه!
اوف! جونگ
هان کجا رفت؟
کجا…؟
و… چرا باز جلوی مینا
اینطوری معذبم…؟
اینهمهش چیه…؟
هوم… خب…
یه لیوان آب
میخوری؟
اون ازم چی میخواد؟
هقهق…
هقهق…
هقهق…
اون
هنوز…
…داره گریه
میکنه
نمیتونم اینطوری
تنهاش بذارم…
هقهق…
فکر میکردم
همیشه سرده…
هقهق…
ولی نمیدونستم
اینقدر دلنازک باشه…
از اون چیزی که فکر
میکردم حساستره…
هقهق،
هق هق
جونگهان، چرا باید این
کار رو با مینا بکنه…؟
ادامه دارد
قسمت 12