چی؟
چه خبره؟
دربارهٔ کی
حرف میزدی؟
خب…
اون…
دوست دختر
دوستم
آه، هیچی نیست!
فقط یه رفیقه!
اون واقعاً
دیوونهست،
جدی میگم!
راستی، مشروب
دیگهای داریم؟
مینا، بیا
مشروب بخوریم!
ببین تو
یخچال مشروب
هست یا نه!
نیست؟ پس همین
الان میرم بگیرم!
وای، مینا!
بعد
از دوش گرفتن حتی
سکسیتر شدی!
اوه…
باز این
داستان…
واقعاً میخواستم
از این وضعیت
فرار کنم…
حوصلم سر رفته
چیز باحالی داری؟
آه!
چرا حقیقت یا
جرئت بازی نکنیم؟
چون مینا
عاشق حقیقته
مگه نه؟
هی، داری
چیکار میکنی؟
ما فقط سه نفریم
ها؟
و… راستش بین ما
هیچ رازی نیست
اوف، تو بچهی
معصوم خنگ!!
هی بس
کن دیگه…
واقعاً خنگی
کلهپوک…
بههرحال…
همه پایهاین؟
شروع کنیم
بچرخون، بچرخون،
بطری رو بچرخون!
…و تمام!
و اولین نفری
که باید بره…!
اوه…!
هاهاها!
مینائه!
بیا دیگه،
کیونگسو
هر چی میخوای ازش بپرس!
ها؟
من؟
فقط هر چیزی
که همیشه میخواستی
بپرسی، ازش بپرس،
باشه؟
اِه… پس
شروع کنم؟
آره، هر چی
میخوای بپرس!
اِ…
خب،
این که…
اَه، احمق! یه سؤال
ازش بپرس دیگه!
یه سؤال!
اگه نمیتونی هیچی
ازش بپرسی…
این بطری
رو یهنفس سر
بکش!
میپرسم
خب، پس…
مینا… اِ…
اولین بوسهت…
کِی بود؟
سال دهم
دبیرستان بودم
اِه؟! پس…
این که
قبل از این بود که
با جونگ هان شروع
کنی…؟
چییی؟!
من نبودم؟!
گول خوردم، نه؟
احمق…
شماها در حد
من نیستین
اون موقع چه
بازندههایی بودین
هی، من هنوز
هیچی نپرسیدم!
پس…
اولین بار کِی
سکس کردی؟
اگه…
…نمیخوام جواب بدم،
میتونم بخورم، نه؟
هی، صبر کن!
دقیقاً میدونم چقدر
میتونی تحمل کنی!
بهتره این
لیوان رو یه ضرب
بری بالا!
دیوونهی
خُلوچل…!
واقعاً میخوای این
کار رو با دوستدخترت
بکنی؟
هُلُپ!
هی،
هُلُپ!
این زیادی
نیست؟
آآاخ!
همهتون دارین
میبازین! فقط اون
گُه رو بچرخون!
باشه~
بچرخون، بچرخون،
بطری رو بچرخون!
اوف، لعنتی…
اِ، بازم که تو! چرا
اینقدر محبوبی؟
کیونگسو،
بپرس دیگه.
تو اول
برو، بعد…
باشه… پس اول
من میرم…
اولین پسری
که باهاش خوابیدی
کی بود؟
کسیه که
میشناسمش؟
صبر کن…
این یه کم زیادی رو نیست؟
ادامه دارد
قسمت 11