دوست دختر دوستم قسمت ۴ از ۴۲۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷
آه
هاه
هااا
آه
هااع
آه
هاایی
هاه
هاا...
آه
بازم میخوای...
جلوی
من سکس
کنی؟
هومم
دوست دختر
دوستم
امروز
نمیرم اونجا
بهتره بهش بگم یه
پارتی دانشجویی دعوتم
و نمیتونم برم!
ووآاع
کنار سویون
نشستم
انتخاب درستی
بود، احسنت!
از نزدیک
پوستش نرم و
سفیده
مژه‌هاش
شبیه مژه‌های
باربیه
اوه!
ما توی یه
گروهیم
درسته؟
آره
فکر کنم
شما دوتا دوست
شدین؟
صمیمی
هستین؟
اع
نه..! نه هنوز!
اصلاً اینطوری نیست
هیچی نیستیم
فقط چندباری کنار
هم نشستیم
....
عع
لعنتی
اشتباه کردم...
چرا اونجوری نگام میکنه؟
راست میگه
جدی؟
تو هم ایستگاه
چوسان قدیم
پیاده میشی؟
پس میشه گفت
همسایه هستیم
درواقع ساختمونام
بغل همدیگه‌ست
هر وقت حوصله‌م سر
رفت بهت زنگ میزنم
حتماً، همیشه شبا
حوصله‌م سر میره!
هر وقت
خواستی زنگ
بزن!
از در پشتی خونه‌ت
بیای بیرون، یه برگر کویین
هست... میتونیم اونجا
همدیگه رو ببینیم
حتماً
ای لاشی... برنامه
هم ریختن
تموم شد؟
نمیدونستم
اینقدر مشروب خور
قهاری هستی
ها!؟
اوه...
مرسی
چیز دیگه‌ای
نیاز داری؟
امروز چته؟
یونیون لی!
نه
خب...
شاه‌کوص نیست
ولی خوشگله
اگه سویون اینجا نبود...
خیلی خوشگل‌تر
بنظر میرسید
همم!؟
چی شد؟
هیچی
همگی مراقب
باشین!
من باید یکم
قدم بزنم!
امروز اوکی
هستی؟
آره
همسایه، راند
دوم نمیای؟
زودباش، بیا
بریم داخل!
اوع
اینا چشون
شده؟
تو خیلی مستی!
مطمئنی میتونی
بازم بخوری؟
مزخرف نگو
تو فکر خودت باش
یونگجون چه
راحت مخ میزنه
امیدوارم
امشب اتفاقی بینشون
نیفته
هاااع
آاه
هااه
لعنتی،
عالیه
همون
لحظه که دیدمت،
میخواستم
بکنمت
کصم...
خوشمزه
هست؟
....
آره
خوشمزه‌ترینه!
تو خیلی
خوشمزه‌ای!
آه
هااع
هااع
عاشقشم!
امکان نداره
چرا
من همسایه‌ش
نیستم؟
امکان نداره
جونگ‌هان
تموم نشد؟
اگه تنهایی بیا پیشم
چرا؟ دیگه
دیروقته!
هی،
کیونگسو!
اینجایی!
عالی شد
پسر
باهوش،‌مرسی!
توی راه یه
سوپری بود، ازش
یکم خرت و پرت
گرفتم!
اوه!
مینا!
چه خبرا؟
اصلن عوض نشده
چرا امروز جوری
بنظر میای که انگار
ریدن بهت؟
هنوزم بابت
اتفاق اون روز
ناراحتی؟
نه بابا احمق!
فقط امروز...
همه چی رو بهشون گفتم
حتی حسی که داشتم
احمقم، نه؟
آره،
یه احمق
گاوی!
مغزت از یه
سیب زمینی هم
بی رگ تره!
احمق!
مگه چیه که
همسایه‌ش نیستی؟
تا حالا با هیچ دختری
نبودی؟
عم،خُب
همیشه مشغول
درس خوندن بودم، الانم
که ترم اولی هستم
جدی؟ ای خدا
پس هنوز باکره‌ای؟
واقعاً!؟
هاهاهاها
کیونگسو
کوچولو
ببخشید
یکم زیاده‌روی
کردم
کسکش،
این اصلن خنده‌دار
نیست!
بنظر میاد...
تمرین لازمی!
من و مینا
کمکت میکنیم
چی!؟
خب...
فکر کن مینا
سویونه!
باهاش حرف بزن!
Sarrast.com
قسمت 4
پایان

قسمت 4 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۳ ساعت بعد

فردا ۱۸:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دوست دختر دوستم
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت