58
گفتی اگه
حقیقتُ بهت
بگم...
ناراحت
نمیشی
من و بورا
میخوایم بریم
سفر!
دزد قلب ها
قول دادم ناراحت نشم
نفس بکش... نفس...
هوو..
هووو..
کجا میرین
و چقدر میمونین؟
سه روز
و دو شب...
یه کلبه
اجاره میکنیم
کجا؟
عرق کرده
کلبه چوبی
گاپیونگ!
بورا پیداش
کرده...
باشه
برو
باشه!
ببین چقدر
خوشحال شده
میخند☺
ازت متنفرم
اوه
یادم رفت
نخندم!
بهتره برم
آرومش کنم
چطور میتونه
باهام اینکارو کنه؟
یوسون
چی میخوای؟
میخواستم
بیام پیشت
حتماً شونههات
درد میکنه!
ممههای گندهت
بهشون فشار میاره!
هااع
چرا نمیری شونههای
دوستدخترتُ ماساژ بدی؟
ترجیح
میدم با
تو باشم
جدی!؟
معلومه! الان
خیلی خوشحالم
بوس
آره!
هااع
عاه
خداروشکر
حالش بهتر شد!
هااع
آاااه
کصم داره
گشادتر میشه!
هااااع
آره...
باید کاری کنم
ارگاسم شه
هاه؟!
هاااع
هااع
هااع
آااه
هاااا...
فکر کنم
آبم داره میاد!
داره میاد!
هااااااع
هاااااا
هاا
هااا
هاا
دوباره نه...
چرا دوباره
داره باهامون میاد؟
فقط تا اونجا
ما رو میرسونه!
نگران نباش
اینبار مزاحمتون
نمیشم!
فقط میخواستم
یه هوایی بخورم!
شما هم به
سلامت میرسونم
آره
امیدوارم
نمونه!
رسیدیم!
جای قشنگیه
بهتون خوش
بگذره! من دیگه
برمیگردم!
مرسی
یوسون
انگار الکی
نگران بودم
آروم رانندگی کن
نگران نباش
رفت!
هورا...!
ها...
زودباش
بریم تو!
همم...
بورا...
خیلی
سکسی شدی
جدی؟
بیا تو آب
هه هه
دوباره تو
آب منو بگا!
ادامه دارد...