45
ببخشید
دیر کردم
دزد قلبها
میدونستم...
حالا چیکار کنم؟
عوه
شاید بتونم یه
راه فراری پیدا کنم؟
اگه آرومش نکنم
اوضاع بدتر میشه
یوسون، ببخشید!
دیشب بیرون موندم
ناراحت شدی؟
بس کن
یونهو
نباید پا
پس بکشم!
عاع
هووم
یوسون
جونم!!!
آیی!
لطفاً منو
ببخش
هاااااااع
گیرت
انداختم!
هاااع
ازت
متنفرم
عااه
هااع
نباید اینقدر
راحت تسلیم میشدم
ولی حالا که اومده
دیگه اونقدرا ازش
ناراحت و عصبانی
نیستم
هاااع
زودباش
باشه
میخوریش؟
بوی عرق تندش!
میخوام بکنمش
تو دهنم!
هاا!
هااااع
عاااع
عوووم
هووع
هاااا
خودشه!
عووم
دیگه نمیتونم!
زودباش بکنش
تو کصم!
هااا
هااا
به روی چشم!
هااااا
هااع
عجب حالی
میده!
هااع
هااا
عاع
هااع
عااه
عوووع
دارم ارضا میشم!
هاااع
عاااه
هاااااع
داره میاد!
آااااااه
یوسون! دیگه
نمیتونم نگهش دارم!
عووویی
هااع
باشه!
بریز توم!
تا آخرین
قطرهشُ بریز!
هاااع
آاااه!
هاااع
عااااه
عالیه
هااع
هااع
این یه بار
منو ببخش
هااا
تخم سگ!
لازم نبود اینقدر
زحمت بکشی
ساکت باش و
غذاتُ بخور!
اگه همشونُ نخوری
خیلی ناراحت میشم
لازم نیست
دوبار بگی!
کیه؟
انتظار کسی
رو نداشتم!
یعنی ممکنه!؟
اوپا؟ اینجا
چیکار میکنی؟
برگشتم
عشقم
ادامه دارد...