47
پس...
از پشت
منو بگا
عشقم...
دزد قلبها
بیا...
من میتونم
خیلی وقت
گذشته...
هووع
این بدن
سکسی رو باش
کردم توش!
هااع
هاااا..
آه...آررره
حال میده
اوپا؟
همینجوری
تلمبه بزن
هااا..
هاااا
عوه
عاه
خیلی خستهام
ولی خوابم نمیبره
بهتره یه
لیوان آب بخورم
عوه
هووه
هاه؟
دارن سکس
میکنن؟
عااه
هاااه
داداشم
و یوسون؟
خب، هرچی
نباشه زن
و شوهرن!
ولی چرا اینقدر
استرسی شدم!
نباید نگاه کنم
بس کن
یونهو
سرش تکون میده
سرشو تکون میده
خودتُ جمع
و جور کن!
مثلاً نگاه کنم
چی گیرم میاد!؟
هاااع
عااه
لعنتی...
هاااا
عاااه
هاااع
نباید از این
فکرا بکنم ولی...
چرا امشب اینقدر
طولش میده!؟
هااا
هاااع
خداکنه
زود تمومش
کنه!
تو هم داری
حال میکنی عشقم
آره اوپا...
هنوزخیلی
انرژی دارم!
عااه
آره...
اوووف
عوه
اوپا...
چرا اینقدر
ناراحتم میکنه؟
و...
چرا شق
کردم!؟
فکر کنم
آبم داره میاد!
دوست داشتم
ادامه بدم ولی
دیگه نمیتونم!
هاا
هااع
باشه عشقم
داره میاد!
عاااه
عالی بود!
چطور بودم
یوسون؟
عالی بود
اوپا
معلومه این
روزا خوب بهت
میرسن
چی میگی؟
فقط امشب
خیلی حشرم
زده بود بالا!
همین!
حشریم کرد و
گرفت خوابید
هاااع
بدنم داره
آتیش میگیره!
آاااه
یونهو!!!
الان برم...
پیش یونهو!؟
مشکلی
پیش نمیاد
الان تنها چیزیکه
آرومم میکنه کیر
یونهوئه!
هاه؟!
عووم!!
یونهو...
تو هم حس
منو داشتی!
ممـــ...
از سکس با
داداشم لذت
بردی!؟
ها
هااا
چی؟
☺
معلومه
که نه!
عوه
وقتی داشت منو
میکرد فقط به تو
فکر میکردم!
هااه؟
کجا میریم؟
میخوای اینجا
منو بکنی؟
آره
همینجا
میکنمت
تا خود صبح!
ادامه دارد...