کون جورینگ قسمت ۱۵۷ از ۲۰۴۲۱ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱
155
ریوگاریمو
زنده گرفتن
میگن که قراره
اینجا بستریش کنن
کلیدو میدم
بهت
بستگی به خودت داره
کِی ازش استفاده کنی
ما میخوایم..
تو یه
تاثیری بذاری
روی این
آب های آروم..
حواسم به حرکاتت
بود..
به نظرم میتونیم
با هم کنار بیایم
معذرت میخوام اگه
نوچه هام مضطربت کردن
شوری و
ریوگاریم..
شوری..و
ریو..
کونجورینگ
155-نشان اعتماد
دارو هایی که
خواستینو آوردم
چقد لفت دادی
اون سی دقیقه
که بهت وقت دادیم
تقریبا تموم شد
چی؟!
ما دوتا باهم
کار میکنیم، ولی من
هنوز داخل نرفتم که
حرف، حرفه بالادسته
نه زیردست. بیخیال میفرستمت
تو
پرستار، ستوان
دوم هان رسیدن،
بفرستیمش داخل؟
پرستار، وقتتون
تموم شده
درو باز کنیم؟
آره
امروز آخرین روز
درمانشه
خودم به بالادستیا
گزارش میدم
باید در مورد
یه چیز دیگم باهاشون
صحبت کنم به هر حال
پس چرا منو
فرستادین دنبال دارو؟
دنبال نخودسیاه فرستادینم؟
در مورد چی
میخواین باهاشون
صحبت کنین؟
صو..صورتتون
گل انداخته..
خخ..نمیخواد
نگران باشی بچه..
عمرا..
پس..
جوخه جستجو ما
ریوگاریمو گرفتن؟
بله..
دیگه دیره ما
بخوایم کاری بکنیم
جوخه جستجو ها؟
ینی میگی یه قوی ازشون
مونده هنوز؟
چیزی که بیشتر منو
اذیت میده اینه که
همه هنوز زندن
پس ینی یونسل
تنها کسیه که گم
شده..
ما اولین کسایی
بودیم که محلو
بررسی کردیم
ولی این اسکلم
گم شد، منم یکم
امید داشتم
فهمیدیم اونا
فراری چیزی کردن
ولی این خودش
برگشته و صحیح
سالمم هست
به نظر من که
یونسل خوبه
ولی من با
دیدن قیافش میفهممش
امیدوار بودم این
بار ببینمش، حیف
کدوم عشق بالاتر
از عشق پدرشوهره، ها؟
چرت نگو
برو سر اصل مطلب
اوکی
بریم یه جای خلوت
اوکیه.
حواس جمع باشین فقط
بنا به دلایلی..
کنارت احساس راحتی
میکنم
تا چند دیقه پیش
برام مهم نبود چه خبره
ولی، چیزی که بابات
در مورد یونسیل گفت..
درسته؟
آره.
موقع درستش
برمیگردم
اگه هاوونگ
زنده بود..
عالی میشد
انتظار نداشتم
جنگ اینجوری شه
امید داشتم که توی
نسل ما تموم بشه
کی فکرشو میکرد..
نیلوفرای آبی واقعا وجود داشته باشن
شوری بهشون
میپیونده؟
گمونم
تو چی؟
تو نمیری با اونا؟
بابات رهبر
نیلوفرای آبیه
نه، من نمیتونم
من باید
شاه بشم
که یعنی باید
مسیر درستو پیش برم
یهویی خیلی
دلم برای یونگسیل
تنگ شد
پس میگی..
هدفمون اون افرودیزیاک
کوفتیه؟
نابودی کاملِ
اون افرودیزیاک
در حال حاضر
مسیر تقریبی کالا هارو
ایمن کردیم
برای گرگا
اون افرودیزیاک
سلاح عالی ایه
از دست دادن اون
باعث نابودی مردا میشه
بعد پیشنهاد میدین که
به خاطر ما میخواین شورش کنین؟
چطور انتظار داری
حرفتو باور کنم
ما شوری رو با
خودمون میبریم
کاری هست که
باید بکنیم
ولی هیرانگ رو
میذاریم بمونه
اون همه
چیز منه
تازه خودت میشناسیش
احتمالا متوجه هم شدی
کلی به دردت
میخوره
هم؟
کونجورینگ
پایان

قسمت 155 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 156

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی کون جورینگ
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت