پسر!
بزن بریم
وقتی از اینجا رفتیم
به بحث مون ادامه میدیم
شاید دست کم
گرفتیمشون
اون آریاست
مگه نه؟
تخلیه کنین
کونجورینگ
Sarrast.com
بیا بریم
هر کاری کردیم
کافیه
به هدفمون رسیدیم
دیگه لازم نیست
انرژیمون رو هدر بدیم
کاپیتان
ما حساب پشت
سرمون رو رسیدیم
احتمالاً رییسشون
دستش خیلی پره
ها؟
کجا رفتن؟
ببخشید که
اینقدر کله شق بودم
حق داری
کافیه
مرسی که
همراهم جنگیدین
برگردیم
البته نمیدونم بهم
خوش آمد بگن یا نه
کل راههای خروجی
بسته شدن
تمام آلات جنگی
رو انتقال دادیم
ولی چون بیشترشون
رو به خط مقدم فرستادیم
میترسم کم بیاریم
قرار بود اونم
بره به خط مقدم
بهشون هشدار دادم
مراقب باشن
جودان چئون
نگهبان دیوار آهنی
امکان نداره
بتونن فرار کنن
مگر اینکه یه
جاسوس داخلی
داشته باشن
تونستیم فرار کنیم
از اینجا میتونی
راهت رو پیدا کنی
درسته؟
یکم آب و غذا
و چند تا لباس
برات آوردم
میدونی بخاطر تو
چقدر سختی کشیدیم؟
بهتره دوباره
گیر نیفتی
بیاین بریم
کاری رو بکن
که باید بکنی
درضمن...
تو
میخواستی با اون نقشهی
احمقانهت چیکار کنی؟
اونا میتونستن کار
خودشون رو پیش ببرن
چرا اینهمه آدم رو دخیل کردی؟
بخاطر تو یه نقشهی
فرار ساده به یه داستان
کامل تبدیل شد
خوش شانسین
من پیداتون کردم
اگه به همدیگه برخورد
نمیکردیم خیلی بد میشد
درضمن، ده دقیقه
وقتمون بخاطر بعضیها
هدر رفت
پنج دقیقه هم
بابت پیدا کردن عینکت
از دست دادیم
آاه
آبجی باید بهت میگفت
منتظر زمان مناسبش بمونی
دیگه دیر شده
حداقل موفق شدیم
آبجی!؟
گفتی
آبجی؟
کار من تمومه
از هم جدا میشیم
شما هم قبل اینکه
دیر بشه برید
وایسا
تو هیاکینت واتری
مگه نه؟
خیلی وقت بود
میخواستم ببینمت
اگه خودتی
بدون مشکلی نیست
میشه یه
لحظه حرف بزنیم؟
چطور میتونم
بهتون ملحق شم؟
نارین سا
۲۶مین وارث قدرتمند
شمشیر
متاسفانه
هرگز نمیتونی
بهمون ملحق شی
راستش، نیازی
بهت نداریم
تو ما رو به
گرگها متصل میکردی
خیلی ها تو رو
زیرنظر دارن
که یعنی...
دشمنامون هم
تو رو زیر نظر دارن