قسمت 153
هیرا؟
دسگیرش
کنین!!
اشکال نداره
منم بار اولمه
هر کاری دوست
داری..
..با لذت بکن.
اینگار که..
بار آخرته.
کونجورینگ
قسمت 153: بازکننده بحث
نمیخوای تکون بخوری؟
خودتم هنوز
مطمئن نیستی، نه؟
پس خودت
چک کن
اگه هنوز فکر میکنی
درست نیست..
دیگه بیشتر از
این مجبورت نمیکنم
همفم
تنها زن
زندگیم..
همونیه که
خودم برای خودم
انتخاب کردم.
بچه ی من بیشتر
از یه مادر نیاز نداره
این تنها دلیلیه که
عضو نیروهای دلتا شدم
این به خاطر مشکل
هویتی یا هر چیز دیگه ای
که فک میکنی نیس..
من فقط کسی که
میخواستمو پیدا نکردم
ولی انتظارم
نداشتم..
اول من انتخاب
بشم.
به نقطه ی حساسی
رسیدیم
به قول
خودت..
همچین فرصتی دیگه
گیرمون نمیاد
موضوع مرگو زندگیه..
هم برای نیلوفرای
آبی هم برای سنبل آبی
نمیدونم مردا
چه مدلی هستن
شرورن یا نجیب
چون تا الآن
ندیده بودمشون
به خاطر همینه که
میخوام بیشتر بشناسمت
اون اولا که عضو
سنبل آبی شدم..
کم کم بیشتر
لاجع به نیلوفرای
آبی فهمیدم
مردا بودن که
اول پیشنهاد مذاکره دادن
این حرفِ خیلی
وقت پیش بود
میدونی ما اول
چیکار کردیم؟
اطلاعات پدر مادر
همه رو به دست آوردیم
توم کنجکاو شدی
نه؟
که مادر کیه..
کونجورینگ