کون جورینگ قسمت ۲۰۴ از ۲۰۷۱۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳
ببخشید که
کله شق بودم
حق دارین
دیگه کافیه
مرسی که
کنارم جنگیدین
بیاین بریم
البته مطمئن نیستم
ازمون استقبال بشه
کونجورینگ
یه قانون
آهنین داریم
هیچوقت خودت
رو خسته نکن
اگه کسی رو بخوایم
به جمع‌مون اضافه کنیم
باید از یه پروسه‌ی تاییدیه
عبور کنه
حتی یه عضو معیوب
میتونه کل سازمان
رو به‌خطر بندازه
تو خیلی وقت پیش
تایید شدی ولی مشکل اینه که...
میدونی
پسرت تحت
تعقیبه
مهمتر این که
اون یه کاندیدای
بالقوه برای نشستن
روی تخت سلطنتیه
ما نیاز به این
همه توجه نداریم
فکر نکنم با این
شرایط بتونین بهمون
ملحق شین
ولی کی میدونه با
پایان رقابت بر سر جانشینی
خاندان سلطنتی چی میشه؟
شما هم یه
بروزرسانی میخواین
مگه نه؟
راجبه آقای
موکبوم
نمیدونم بخوای این
رو بشنوی یا نه ولی
یه چیز رو بهت میگم
مه غلیظ سمی که
توسط گرگها تولید شد
همونی که زنا رو
حشری میکنه
قصد داریم
کارخونه‌ش رو
نابود کنیم
این آخرین چیزی
بود که ازش شنیدم
همچین نقشه‌ای فقط
زمانی قابل اجراست که
جونت رو به خطر بندازی
اگه موفق بشه
شرایط جنگ کاملاً
عوض میشه
واسه همین شما
رو نجات دادیم تا
لطفش رو جبران کرده باشیم
حالا ایده‌ی
بهتری داری؟
گفتم که، بهتره
برگردین! هنوز
دیر نشده!
و اتفاق امروز
رو فراموش نکنید
برای بیرون آوردنتون
همه‌مون از جون
مایه گذاشتیم
افسر چانگ هاریون
میدونم الان
یه مظنونی
به زودی بیشتر
تحت فشار میذارنت
احتمالش زیاده
پسرت امسال
ستاره‌ی یونگوریوم شه
راجبه هیرانگ
حرف میزنم
هیرانگ؟
مادر هیرانگ؟
عع
فعلاً
می‌بینمتون
بیاین سعی کنیم
همه زنده بمونیم
وایسا
باید حرف بزنیم
ده دقیقه کافیه
هی!
درست میگفت
الان وسط میدون
جنگیم
شنیدنین؟
حالا خیلی‌ها
دنبالمونن
بیاین قبل اینکه دیر شه
برگردیم
فقط منم...
یا شما هم
این وایب رو
حس میکنین؟
همم
اگه از بهشت بابت
این تشکر نکنیم
زشت میشه
الان دیگه هیچی نیستیم
ولی کی أهمیت میده
حداقل تونستیم
بازم همدیگه رو ببینیم
چیز بیشتری خواستن
طمع کار بودنه
کارت عالی بود
برو خونه
نمیدونم قبلاً این
حرف رو زدم یا نه
ولی از طرف من
بهش سلام برسون
بهش بگو
منتظرشم
حتی اگه بمیره
تاوانش رو میگیرم
درضمن...
تو حامله‌ای
مگه نه؟
مطمئن نیستم
ولی خیلی وقته
پریود نشدم
یه زن حامله نباید
روی زمین سرد بشینه
منتظر چی
هستین؟
ژاکتت رو
بده بهش!
دارم میام!
اوه خدا
یعنی به زودی
مادربزرگ میشی؟
آره
تو گفتی مدیر جین
یونهوا از اداره‌ی بازرسی
هستی، مگه نه؟
اگه پنج هفته‌ت باشه
به زودی تهوع صبحگاهیت
شروع میشه
قرص معده یا
چیزای دیگه داری؟
قراره درد بکشی
من خوبم
بنظر نمیاد
خوب باشی
اصلن بهش فکر
نکرده بودم، انتظار
نداشتم همچین حسی
بهم دست بده
اگه پسر
باشه چی؟
از اولین باری که
به ذهنم خطور کرد
از سرم بیرون نمیره
فقط کافیه
سالم باشه
گرگ‌ها هیولا نیستن
بچه‌مون رو
با هم بزرگ میکنیم
اگه دختر باشه
مشکلی نیست؟
طبیعیه یه پدر
نتونه دخترش رو ببینه؟
اگه پسر باشه
پیدات میکنم
تا حتماً ببینیش
اگه دختر باشه
من میام پیش تو
قول میدم
مرسی
مامان
مشکلی نیست
آیی
میبینیمت
پسرم
پایان

قسمت 202 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 203

این قسمت را دوست داشتی؟

۱۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱۶ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی کون جورینگ
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت