راستش من
الان...
رسیدم به اوج!
هاععع!
هی هارین
خیلی چهرت
شهوانی شده
ها؟
در واقع...
این خیلی منو
حشری میکنه!
وااای؟!
عاااه!
هاععع!
هونگ مینجون...
بیشتر.
ها؟
زود باش بازم
بکن منو...
تو فقط سرشو
کردی داخل
مطمئنی؟ درد
داره ها.
اره...زودباش...
آههه!
هاععع؟!
آه...
تازه نصفشو
کردم داخل...
شاید چون
باکرست؟ کصش
خیلی کوچیکه.
اممم...درد میکنه.
ببخشید، خیلی
درد داره؟
اوکیه، اونقدر
بد نیست
هارین...
حتما برای بار
اول خیلی درد داره
ولی داره باهاش کنار میاد.
واقعا دوستم
داره؟
هی...
هارین.
میخوای بکشم
بیرون بعدا دوباره
بکنم توش؟
میخوام یکم بیشتر
آمادت کنم
نه نهه!
نمیخوام ازت
جدا بشم
نرو...بذار توش.
همم؟ لطفا...
نرو...
باشه...
پس شل کن هارین
فوتبال زنان حشری
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
دوباره میکنم توش
باشه...عجله
کن!
آخ!
انگار کیرت داره
تو شکمم فرو میره!!
حسابی پرم
میکنی...
امم هارین؟
تعجب نکن
ولی به حرفم گوش بده
چی؟
من فقط نصفشو
کردم داخل...
چییی؟!!
وایسااا!
ببخشید،
ولی نمیتونم جلوی
خودمو...
بگیرم!
هاعععع!!
هااا وایساا!
چرا؟
انقد درد داره؟
بس کنم؟
نه...!
برگرد
چیکار میخوای
بکنی؟
هاعع؟!
این خیلی
خجالت آوره!
ولی تو خیلی...
جذابی!
هاععع!!؟
درد داره!!
ولی داره حال میده!
عاااح!!
نمیخوام متوقفش
کنم...!!
هاااععع!
خوبهه خیلی خوبهه!
هارین...
اول فکر میکردم
روانیه.
اولین احساسم نسبت
بهش خوب نبود،
ولی بعد از شنیدن
گذشته اش،
دلم براش سوخت و
دلم میخواد بیشتر حواسم
بهش باشه.
اون فقط بلد نیست
خودشو بروز بده...
بعد اولین دیدارمون
حتی یه بازی رو هم از دست
نداده.
مواقعی بود که یهو
ظاهر میشد ولی هرکار
میتونست میکرد.
اون هیچ ارتباطی
نداشته با کسی ، قطعا
نمیتونه راحت با کسی حرف
بزنه.
از بیرون به نظر خیلی
پر شور و شره ولی از درون
خیلی تنهاست...
من میخوام...
باهاش با محبت
و گرمی رفتار کنم
و مراقبش باشم
درست مثل کاری
که خودش صادقانه
باهام کرد، البته که ناجور
بود...