فوتبال زنان حشری قسمت ۱۴ از ۴۹۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
منظورت چیه؟!
وااای!
لباستو در بیار!
باید پاپاراتزی ای
مثل تو‌ مجازات بشه!
چیی؟!
نه من دیگه پاپاراتزی
نیستم!!!
دروغ
باید مجازات بشی
میخوام بهت یه
درس خوب بدم.
فوتبال زنان حشری
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
من تا اون لحظه فکر میکردم
داره شوخی میکنه.
جفتشون حسابی مستن، یعنی
واقعا هویون میخواد کینه گذشته
رو جبران کنه؟
گفتم لباساتو
در بیار!
فکر میکردم یکم بازی کنن
بعد تموم شه.
من این فکرو میکردم...
اینجا.
چیی؟! چقد نوک سینت
صورتیه؟!
عاه نه! عکس
نه!
هی! مصاحبه!
خب برده!
اینجا رو ببین و اونو
بردار!
وایسا!
چشمم!!
ولی واقعا دارن
اینکارارو میکنن؟!
هههه! چقد تو هرزه ای!
آخ!! ببخشید! ببخشید!!
بیشتر التماس کن جنده!
و گرنه مصاحبه نمیکنم!!
نههه!!
این واقعیه...؟
چهره باهوش و بالغ و قدرتمندی
داره ولی بدن سکسی و هرزه ای داره
و توی این مصاحبه نونا
به همه نشون میده خبرنگار چقد
کصه،
وااای!!!
اما اون خیلی بی شرمانه
رفتار میکرد،
و کسی که داره این اتفاقات
رو رهبری میکنه یه دختر جذاب
با موهای بلونده.
هاااع!
در زمان مدرسه تمام توجهات
به سمت اون بوده.
به راحتی با همه ارتباط
میگرفت
حس خیانت رو بابت این
جنبهذهای پنهان جفتشون حس
میکنم...
چی؟ چرا نیپلات سیخ
شده جنده؟!
عااح دست نزن!
هی! هی! چرا
سیخ شدن ها؟!
هاععع!!!
درد دارههه! بس کن!
دیگه نمیتونم تحمل کنم
عاه لعنتی
عه؟ توجه کنید!
عااه! درد داره!
بسهههه!!
ههه؟
هاا؟!
چرا؟
من نمیتونم باهاتون بازی
کنم؟
منو راه نمیدادین برای
همین این پسره ناراحت
شده بود
ها؟!
هوم؟
چییی؟! چقد بزرگه!!
اون عملا دیوونه شده!!
چی میگی ؟
میخوام تازه شروع
کنم
وااای!!
اگه اینطوری فرار
کنی
کاری نمیتونم
بکنم
عاااعهههه!!!
وایساااا!! دارم میمیرمم!!!
به مصاحبه نیاز داری
مگه نه؟
هق...؟
اره لطفا...منو ببخش...
هروقت بخوای باهات
مصاحبه میکنم، فقط وایسا.
عاااه!!
هااععع!!
منن...
ارضا شدممم!!!
هااععع!!
هااااعع...!!
واقعا مستعد این
هستی که باهات مثل گوه
رفتار کنن.
میدونی چقد از موقع
مصاحبه حشری ام؟
هاه...
حشری ؟ چرا؟
یعنی چی؟ چون میخواستم
بکنمت دیگه!
عااهه!؟
تو چی؟
نمیدونم...
نپرس...
بهت صادقانه گفتم
میخوام بکنمت،
پس تو هم صادق
باش.
هااع...
زودباش، میخواستی
بکنمت ؟
اره...
چی؟
نشنیدم، بلندتر بگو
وااای!
میخواستم بهت
بدممم!!!
بلندتررر!
میخواستم بهت
بدمممم!!!
دیگه کمکی ازم بر
نمیاد
واااای!!!
چه صدای نرمی!
منو ببخششش!!
دارم بلند تر حرف
میزنم!!!
منو ببخش!!!
خوبه، دوباره بگو!
آههه!! میخواستم
بهت بدمم مینجون!!
خوبه، اینم پاداشت
بابت درست حرف زدن!
خدای من!!!
مرسیی!!!
شرم آوره...
نونا
دختر بد
صدات زدم
بلههه!!
جنده من بودن
حال میده نه؟
هاا؟! من جنده نیستم...
دروغ
هستی!
درستهههه!
هستمممم!!
جنده کی هستی؟
جنده مینجووون!!
خوبه...
آه!
تخمامو مثل جنده ها
بخور.
عه...؟
زودباش
اوممم!
و...
تو اونجا چکار میکنی؟!
هویون نونا
ااه عهه بله؟!
یه کاری داشتم
رفتم...
چی؟
بیا اینجا پاهاتو باز کن
اگه نمیخوای اینطوری بشی
عهه!!
زودباش
عه...
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
پایان

قسمت 14 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 15

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فوتبال زنان حشری
از ادامه دادی
سرعت