فوتبال زنان حشری قسمت ۲۰ از ۴۹۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹
فوتبال زنان حشری
هان سویونگ
اون تظاهر کرد که
بلده ولی خیلی بوسش
ناشیانه ای بود
معلومه اولین بارشه
پس...
باید بهش بوسه درستو
یاد بدم
هااع؟!
به خاطر لمس کردن
ممه هاشه؟
زبونش بهتر کار میکنه.
چکار کنم...
خیلی هرزه شده...
با این وضع...
صدای چی بود؟!
واای!!
همم
دختر عزیزم
پدرت واست سوخاری
گرفته!
بابایی اومده خونه
امم واای!!
چیکار میکنی؟
گفتم داری چکار
میکنی
پدر، اونطور که فکر
میکنی نیست...!
وااای پدر!
پدر نههه!!
بیا اینجا حرومی!
اوه!
حس میکنم
نمیتونم شکستش
بدم
نمیتونم ازش در
برم
فرار کن مینجوون!!
عملا مرده بودم
اگه میگرفت منو
هویون نونا!!
خونه هویون نونا
همین سمتاست...
بله، مینجون
نونااا!!
الان خونه ای؟!
اره خونه ام
من دارم
میام!!
چی؟
دارم میام پیشت!!
فوتبال زنان حشری
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
این همه مدت
بهم زنگ نزده بود...
چرا الان داره
میاد...؟
حتی دوشم نگرفتم
نونااا!!
نجاتممم بدههه!!
یه زنی بده خوابممم
برههه(آهنگ سیو می گوچی
فلیم)
حرومزادههه...
تو اومدی دختر
قشنگ و نازنینمو
اذیت کنی...
وای!
مادرتو میگام!
وای...
زودباش نونااا!!!
لطفا درو باز کن!!!
عهه چرا داد میزنی...؟!
اینجا صدا بد
میپیچه!
داشتم دوش میگرفتم
تازه لوسیون زده بودم!
نونا دارم میام
داخل!!
وااای
واای!!
عاه...
وااای!!
گمشو برو بیرووون
همین الاااان!!
و گرنه گزارشت میکنم!!
اه...
اون موش کثیف
پشت یه زن قایم شده...!
حالا وایسا بیین
کونت میذارم!
فعلا
آه‌... هنوز
زندم...
هونگ مینجون!!
چه خبره اینجا؟!
ولی نونا...
چقد خوشگل تر شده،
به خاطر اینکه نجاتم داد اینجوری
فکر میکنم؟
صورت بدون آرایشش
چقد بهش میاد
این چهره معصوم با
اون بدن هرزه...
دیگه نمیتونم
وااای!
مینجون داری چه
غلطی میکنی؟!
هاها...
خیلی وقته همو ندیدیم
چرا یهو اینطوری
شدی...؟!
من آرایش ندارم
خجالت میکشم!!
نه اتفاقا بدون آرایش
بدجور خوشگل شدی!
وااای!!
هاااععع!!!
نه...نه...
نونا
هرچقد بیشتر سعی
کنی جلومو بگیری،
هاع؟!
بیشتر حشری میشم
هااععع!!!
هااعع...! خجالت
میکشم ولی بازم خوبه...!
میخوام حالتو بهترم بکنم،
پس برو رو تخت!
اینطوری؟
اره
عااااه!!
وای چقد خیسی،
مگه نگفتی دلت نمیخواد؟
اینطوری نگو!!
خجالت میکشم
حال میده نه؟
نوبت توئه به من
حال بدی
چیی؟ نه!
هونگ مینجون...
چرا یهو اینطوری شدی؟!
گفتم که خجالت
میکشم!
چشه مگه؟
تو خیلی خوشگلی
وقتی ببینم داری
واسم ساک میزنی،
اومم؟
بیشتر حشری
میشم
میدونستم خوب
میخوری
دهنت مثل کص
میمونه!
خیلی وقت پیش
کصتو دیدم!
وایسا!
مثل صاحبش
خوشگل و پلومپه!
میخوام بازش
کنم حالا!
هاااعع!!
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
پایان

قسمت 20 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 21

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فوتبال زنان حشری
از ادامه دادی
سرعت