اردوگاه عاشقانه ها قسمت ۷۵ از ۸۰۱۲ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲
75
چانی...
بدنم داغتر شده...
ها؟
یه بار دیگه...
آاااه...
آه...
اردوگاه
عاشقانه‌ها
هم بارون میباره
هم سرده
عووم
عمم
دهن سوجین اینقدر
داغه که حس میکنم
کیرم داره ذوب میشه
عااه
عااه
هاااع
از کجا اینکارا
رو یاد گرفتی؟
ها؟
از اینترنت!
میخواستم کاری کنم...
بیشتر حال کنی
آااای!
کجا میبریم؟
آه
هااع
زبونتُ بیار بیرون!
ها؟
هوووم
هووم
هاا...
هاااع
عااه
هاااع
هاااع
هااا!
آه
هاااع
عممم
عاااه
عوووع
آآآه
هاااع
بارون سرد میخوره
به پشتم...
هااا!
آااع
اینجوری گرمای بدن
سوجینُ بیشتر حس میکنم
خیلی حال میده!
عاااه
عاه
چانی!
ممه‌هاش نرم و سردن
مثل بستنی قیفی!
هاااع
عاااه
آااه
سرم سرده
ولی سر کیرم
داره آتیش میگیره
خیلی اعتیادآوره
دوست ندارم
این شب صبح شه!
عاااع
عوووع
کصش بدجور
تنگ شده!
کصت داره
کیرمُ میخوره
ها؟
عااه
حال میکنی؟
هااا
هاااع
هااا...
کیرمُ دوست داری!؟
هاا...
عاااه
عاشقشم!
کیرت...
یه دونه‌ست!
محکمتر...!
هاااع
تا ته...
تا ته بکنش توم...
حله
هاااع
پس تا تخمام
میکنمش توت
آه
آه!
هاا!
آااه
چانی...!
من...
دارم...
هااع
نه...!
پس با هم...
ارضا میشیم!
هااع
هاا!
آاه
آاااع
هااا...
هووو
هووع
هااا...
هاهاها
هه هه
هر بار میخندی
کصت تنگ میشه!
هاااع
دوست ندارم
بکشیش بیرون
پس میخوای تا
صبح همینجوری بمونیم؟
هه هه...
عالیه...
ادامه دارد...
پایان

قسمت 75 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 76

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اردوگاه عاشقانه ها
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت