اردوگاه عاشقانه ها قسمت ۵۸ از ۸۰۲۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳
58
هاا...
چه ترافیکیه؟
بخاطر فستیواله؟
خداروشکر زود
راه افتادم
هاه؟
اوه؟
شوهرم با شوهر
یونسئو چیکار داره؟
اردوگاه
عاشقانه‌ها
وقتی داشتم ماشینُ
پارک میکردم گمشون کردم
عجیب نیست که
با همن ولی...
حس بدی دارم...
اونجان!
چیکار کنم؟
برم پیششون؟
ولی چی بگم؟
فکر میکنن دنبالشون کردم!
آه
اوه خدا
بعد از اون اتفاق...
نفهمیدم کجا
دارم میرم...
میدونستم شوهر یونسئو
معشوقه داره...
ولی شوهر
من... اون چرا؟
باید میفهمیدم
همچین روزی میاد
باید خودمُ جمع
و جور کنم
اگه دیر کنم کمیته
فکر میکنه اتفاقی افتاده
باید برم سر کارم
بعدش...
یونسئو هم همچین
حالی شد وقتی فهمید؟
واسه همین اونم
به شوهرش خیانت کرد؟
آه...
این پسر تونست...
آاا...عمم
سلام
آرومش کنه؟
عوه
خوبی؟
مریض شدی؟
دارم به چی
فکر میکنم...
خوبم
ولی بنظر خوب نمیای
یه لحظه وایسا
میری کمیته دیگه؟
من میرم بهشون بگم
تو حالت خوب نیست
نکن
بسه...
چرا اینقدر باهام
مهربونه؟
از اون موقع
یه کلمه حرفم نزده
نذاری رانندگی کنه
خودت برسونش خونه
اوضاع عجیبی شده...
خودم بهش پیشنهاد دادم
برسونمش چون نمیتونستم
تو این حال ولش کنم
امروز صبح...
شوهرم و شوهر
یونسئو رو توی مرکز
شهر با هم دیدم
دل شوره کرفتم و
افتادم دنبالشون....
با دوتا دختر جوون
رفتن هتل
واسه یونسئو
خیلی ناراحت بودم
چقدر احمق بودم
نمیدونستم شوهر خودمم
همون کارو داره باهام میکنه
رسیدیم
عه..خانوم؟
یادته اونروز راجبه
چی حرف زدیم؟
اونروز منظوری نداشتم
ولی الان واقعاً میخوام
منظورت
چیه؟
درباره چی داره
حرف میزنه؟
تو میتونی...
همونکاری که با
یونسئو کردی رو
با منم بکنی؟
چی؟
وایسا ببینم...
منظورش اینه که...
فکر کنم اون
موضوع همون
موقع بسته شد
لطفاً...!
نمیخوام تنها
باشم...
اوه...
اول بریم داخل
بعد حرف میزنیم
مراقب باش
فاک... باید
چه غلطی بکنم؟
تا وقتی آروم شه
پیشش بمونم؟
نمیفهمه چی
داره میگه...
نرو...
منو بکن
لطفاً...
ادامه دارد...
پایان

قسمت 58 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 59

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اردوگاه عاشقانه ها
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت