60
هااع
هاااا...
آااه
آه...
نه!!
هر بار که
تلمبه میزنی
شکمم غلغلک
میگیره!
دارم دیوونه میشم!
اردوگاه
عاشقانهها
هاا!!
هااا
عااه!!
تو چطور؟
هربار که تلمبه میزنم
کصت تنگتر میشه
انگار میخواد سایزشُ
با کیرم فیت کنه
ببین... وقتی اینجوری
میکشمش بیرون
هااع!!
عااه!
کصت میکشتش تو!
منم کاری جز تلمبه
زدن نمیتونم بکنم
هااا
آه!
هاا...!!
چی!؟
مزخرف نگو!
هاع
حقیقتُ میگم
ولم نمیکنی دختر
آه!!
عووه
هاا
عالیه!!
نه...
بسه!!
نمیتونم...
آره!
دارم ارضا میشم!
هاااع!
آخ!!
عااه
هااع
هووع
عوووع
نزدیک بود
آه
هااع
داشتم میریختم توش
هاااع
هااا
بوی آبش...
خیلی تنده
ببخشید وقتی کشیدم
بیرون نتونستم جلوی
اومدنشُ بگیرم، ریخت رو صورتت
هاه؟
بوش خیلی تندتر
از بوی آب کیر
شوهرمه!
هاا
وایسا!
ممم
اووخ
عمم
هااع
وایسا...
یهو چی شد؟
هاا...
هااع
چیکار میکنه؟
آه..
هاا...
انگار رسماً
رد داده
میتونم یه دور
دیگه بری؟
چی؟
عممم
آ
ا
ا
ه
عااخ
هاا
هااا
آه
عوه
یه دقیقه پیش از
خجالت داشت آب
میشد میرفت تو زمین
هااع
هااا
یهو چی شد!؟
آه
هااا
عووه
هااع
هووف
هااع
آره
خودشه
آاااخ...
پاره شدم!
عاااع
لعنتی!
پوست کیرم
داره کنده میشه!
هااع
آه
وایسا!
صبرکن!
اگه اینجوری ادامه
بدی آبم میاد!
نمیشه بریزم توت!
هاا
هااا
هی
نمیخوای
بریزی توم؟
ها؟
عمم
هااع
آاه
اوه
بریز توم...
همشو بریز توم!
بریز توم!
عاااه
نباید اینکارو بکنیم!
ولی نمیتونم...
جلوی خودمُ بگیرم!
ادامه دارد...