حرمسرای کون های قلبی قسمت ۵۲ از ۵۲۴ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴
شین سو
بریم خانوم
اون شین سوئه؟
نگو که
99
100
نگو که
به این
زودی
خسته
شدی!
نه
۱۰۰ تا شنا سوئدی
۱۰۰ تا هم اسکات
اینجوری میتونی
استقامت بدنیتُ حفظ کنی
حالا، حرکت بعدی...
کیه؟
گفتم کسی
نیاد داخل
منم ، رییس!
دارم میام تو
رییس شین بائک
شین سو؟
چرا باباتُ
اینجوری صدا میکنی
چرا بدون اجازه‌ی من
به سجین گفتی بیاد اینجا؟
کل خونواده قول داده بودن
به معشوقه‌های من کاری
نداشته باشن
مشکلی نیست
بابا حتماً میخواست بدونه
با کی تو رابطه‌ای
بهت گفتم بهم
نگو بابا
......
ببخشید
سجین
میشه بیرون
منتظر باشی؟
اوه...
باشه
هی، وایسا
صبرکن
آاااع!
خوشبختانه بعد از اون روز
پدر شین سو تاییدم کرد
شین سو دختر
خاندان چایبوله
هایون ایم
پارک مینجی
مهارت ویژه
حرکت رو ممه
چیکار میکنی؟
فعلأ باید تو
همین خونه زندگی کنیم
بعد اینکه وضع شرکت
رو روال افتاد میریم
یه خونه‌ی بهتر
من اوکیم
........
حالا که فکرشُ میکنم...
هایون از کجا راجبه اپ هیپنوتیزم میدونست؟
ممکنه...
سجین اوپا هیپنوتیزمش کرده باشه؟
اگه اینجوری باشه پس‌..
هایون
جق بزن
نه
چرا من...
آااه♥
چی شده؟
هیچی
داشتم به یه انیمه
که دیده بودم فکر میکردم
هاا...
امکان نداره سجین اوپا
همچین کاری کرده باشه
ولی...
حتی اگه میکرد...
جق بزن
ارباب
بد نمیشد
هرچند تفاوتی نداره
- پایان -
پایان

قسمت 51.5 (خلاصه) تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد هنوز زمان‌بندی نشده

به محض انتشار اینجا می‌آید.

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی حرمسرای کون های قلبی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت