حرمسرای کون های قلبی قسمت ۱۷ از ۵۲۲۷ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷
17
اطلاعات تماسشُ
بهت میدم
اسمش چونبومه
منُ صدا زدی؟
حرمسرای
کون‌های قلبی
چونبوم؟
سوپرایزم کردی
اینجا چیکار داری؟
اومدم راجبه
قرارداد صحبت کنم
داشتم رد میشدم
اسممُ شنیدم اومدم داخل
جدی؟ عالی شد
پس معرفیتون کنم
ایشون مدیر سجینه
مدیر گروه ملکه‌ها
مدیر قبلیمون استعفا داد
پس از الان تمام قراردادا
رو با سجین هماهنگ میکنین
از آشناییتون
خوشبختم
همینطور
من چونبومم
نماینده‌ی اسپرینگ موزیک
چقدر خوشگله
زیباییش در حد سلبریتیاست
ولی ممه‌هاش
کوچیکه
حتی درحد استانداردم نیست
اصلن انگار ممه‌ای نیست
ببخشید
عذر میخوام
دستتونُ
زیادی نگه داشتم
نه، مشکلی نیست
همم
تو...
خیلی خاصی، نه؟
خاص؟
آره، یه چیزی
حس کردم
جدی؟
پسر خیلی
خوبیه
کارشم حرف
نداره، دوباره
ملکه‌ها رو برگردونده
صدر جدول
واقعاً ؟
پس بعداً تو
اسپرینگ موزیک
میبینمتون
خوشحالم که قراره
با هم کار کنیم
منم همینطور
پس من دیگه برم
نظرت؟
اوه
خیلی سختگیر
بنظر میاد
یکمم رفتارش سرد بود
درسته، الکی نیست
بهش میگن ملکه
همیشه کارا رو
به روش خودش
انجام میده
ممکنه کار باهاش
خسته کننده باشه
به هرحال این کمپانی
خیلی باهامون خوبه پس
باهاش راه بیا
باشه؟
باشه، فهمیدم
چونبوم
مطمئنم خوب
پیش میره
هااا...
دلم میخواد
با سجین سکس کنم
اجرامون تموم‌شد
رییس زنگ نزده هنوز
ولی میدونم برنامه‌ی
امروز خیلی شلوغه
ها؟
مینجی کجاست؟
تو ونه!
ها؟ جاش گذاشتی؟
هی غر میزد خوابم میاد
گفتم بذار همونجا بخوابه
وقتی سجین کارش تموم شه
میره دنبالش
اوه
اینقدر درگیر فکر کدن
به سکس با سجین بودم
نفهمیدم دور وبرم چه خبره
مینجی تو پارکینگ
شرکته، مشکلی براش
پیش نمیاد ولی...
یه چیزی عجیبه
نباید نگران باشم ولی هستم
این چه حسیه؟
چرا اینقدر اذیت شدم؟
هاااع
هنوز تو ونم
آه
خودم گفتم برن
باید منتظر
اوپا بمونم
گوشیم همراهم نیست
چیکار کنم حالا؟
ها؟
تیشرت اوپاست؟
همون تی شرتیه
که پوشیده بود
بوی عرقش
هنوز روشه
عطر تن اوپا
*بو میکنه
*بو میکنه
مینجی
مینجی
بله
بخاطر اجرا نتونستم یه
هفته باهاشن سکس کنم
کیرم داره میترکه
وقتی دیدم مینجی داره
تیشرتمُ بو میکنه...
دیگه تحملمُ از دست دادم
ووآع
یادته هایون
چیکار کرد؟
عووم
عووم!
عممم
آاه
آاه
هاااع
پوآه!
هاااه
خیلی خشن بودی
جدی؟
دراز بکش مینجی
اینجوری!؟
یکم کونتُ
بیار بالا
آه!
حالا..
هااه!
پاره...
شدم!
آاه
آااه
هااه
هاااع
معمولاً اجازه میدم
مینجی به سایز کیرم عادت کنه
آااه
آاااه
هاااه
هااع
ولی الان نه
دلم میخواد کسی که جلومه رو...
مثل یه حیوون وحشی بکنم!
ادامه دارد...
پایان

قسمت 17 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 18

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی حرمسرای کون های قلبی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت