حرمسرای کون های قلبی قسمت ۲۴ از ۵۲۳۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳
24
فکر میکردم بعد از
تموم ‌شدن اجرامون
قراره کلی وقت با هم بگذرونیم
بعد از اینکه
غذا خوردیم من
رسماً بهت نخ دادم
فکر نکردی اگه
قبل از من بری
مینجی رو بکنی...
کار درستی نیست!؟
اوه
آره
چی؟
حق داری
ببخشید
چی؟
واسه یه دلیل
مسخره عصبانی
شده
حرمسرای
کون‌های قلبی
تو اول نیومدی
پیش من
انرژیتم رو یکی
دیگه تخلیه کردی
به جای من
مینجی رو
انتخاب کردی
خیلی زیاده‌روی
کردی سجین
نونا...
چی؟
چون اول مینجی
رو کردم ازم
عصبانی هستی؟
آره
پس مشکلی با کردنش نداری؟
منظورت همینه دیگه؟
سکس کنین
مشکلی ندارم
باهم...
سوالت همینه دیگه
من راجبه
خونواده‌م
بهت گفتم
پس یعنی
مشکلی با این
چیزا ندارم
درضمن، کسی که
کردیش مینجی بود
هههه
مشکلی نیست
با مینجی و هایون
عزیزتر از دلم باشی
و...
درضمن...
میدونم سجین
از همچین بدنی خوشش میاد
هااا...
ولی بازم نمیتونم ببخشمت
چون اول مینجی رو کردی
ببخشید، حق داری
اول باید میومدم پیش تو
اونموقع کنترل بدنم دست
خودم نبود
از مینجی شنیدم
اون گولت زده
تا باهات بخوابه
نه، تقصیر منه
از حالا تو اولین
اولویت منی
قول میدم!
همم
جدی؟
چند روز بعد
آاه♥
خیلی لیزه
حس خوبی
داره، نه؟
آره
آه!
هااه
این چطوره؟
خوشت میاد؟
عووه
بدک نیست
ولی وقتی تومه
بیشتر حال میکنم
جدی؟
پس...
هایی!
هااه!
هاع
همونجا♥
عوم
عووم
آاه!
هاااع
آاه
همینجوری خودمونُ
آب بکشیم؟
هاه
سرده
عاع
دارم میام
آاه
هاه
هاع
بدون اینکه بکشم
بیرون، یه بار دیگه
سکس کنیم؟
باشه♥
لعنتی
ببخشید نونا
یادم رفته بود
یه جلسه‌ی مهم دارم
چی؟
با تهیه‌کننده چونبوم
جلسه داشتم
کلا یادم
رفته بود
چونبوم؟
همون زنه؟
آره، زنه
مگه چیه؟
هیچی
ببخشید
دفعه دیگه
جبران میکنم
باشه
مراقب خودت باش
لی سجین
لی سجین؟
بله؟
معلومه
خیلی خسته‌ای
ببخشید
این اواخر خیلی
کار داشتم
امروز عصر قرار بود
جلسه داشته باشیم تا
راجبه آهنگ جدید حرف بزنیم
همم
باید تمرکز داشته باشم
ولی تازه آبم اومده و
خیلی خسته‌ام
هنوز تصمیم
نگرفتیم آهنگ
راجبه چی باشه
ولی بهتره
امروز جلسه رو
همینجا تموم کنیم
ولی بهتره الان
تصمیم بگیریم
برنامه هم همین بود
ولی معلومه تو آماده نیستی
پس حرف زدن
راجبه‌ش بیهوده‌ست
آه
صبرکن، باید
یه تماس بگیرم
باشه!
هووف
باید خودمُ
آماده میکردم
این اواخر همش
حواسم به نونا بوده
ولی دفترش
خیلی تمیزه
از مرتب بودن اینجا
شخصیتش مشخص میشه
هان
اون؟
مثل یه عروسکه
ببینم چیه
یعنی چه حیوونی
رو دوست داره
چرا در نمیاد...
بذار یکم اینُ
تکون‌بدم
هان
اتوماتیکه؟
اینا...
چی‌ان؟
ادامه دارد...
پایان

قسمت 24 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 25

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی حرمسرای کون های قلبی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت