حرمسرای کون های قلبی قسمت ۱۹ از ۵۲۳۴ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴
19
اون...
کیف
سجینه؟
همم
میدونم نباید اینکارو بکنم ولی...
حس میکنم یه چیزی اونجا هست
هان؟
کاندوم؟
حرمسرای
کون‌های قلبی
وقتی با سجین سکس میکردیم
هیچوقت از این استفاده نکردیم
پس چرا
تو کیفشه؟
اوه!
حالا که فکر میکنم
اون روز ون بوی تند
دئودورانت میداد
سجین گفت رو
صندلی شیر ریخته
ولی احتمالا میخواست
بوی تند یه شیر دیگه
رو مخفی کنه!
هااع!
آااه
هااع
آااه!
یعنی قبل از
من با هایون...
سکس کرده!؟
نونا، لازم
نیست منتظرم
بمونی
مشکلی نیست
کارت تموم‌نشد؟
تموم شد
ببخشید یکم
دیر کردم
ولی فردا وقتم
کاملاً آزاده
هممم
سجین، میشه
یه کاری برام بکنی؟
همم؟
آخرین بار بهم
گفتی سگ گرفتی...
میشه ببینمش
سگ!؟
خب، اون...
میدونم
میخوام با
چشمای خودم
ببینمش
باشه
فردا نشونت میدم
باشه
مرسی
روز بعد
حرومزاده
چرا نصف شبی
صدام کرده؟
خودشه!
هی!
چرا بهم
گفتی بیام؟
ها؟
میتونستی
بیای دنبالم
حداقل یه جایی
میرفتیم که اینقدر
شلوغ نباشه
میشنوی
چی میگم؟
وقتی یکی داره باهات
حرف میزنه باید بهش
نگاه کنی
هایون، جوری حرف میزنی
که انگار دوست دخترشی
آبجی، این دیگه
از کجا اومد؟
من دوست دختر
این آشغال باشم؟
هاهاهاها
آبجی!؟
درسته
من دوست دختر
سجینم
فهمیدی؟
ها
دوست دخترشی؟
ها؟ شما دوتا ؟
چرا سوپرایز شدی؟
نمیدونستی ما با هم
رابطه داریم؟
نه ، یعنی...
من ازکجا باید
میدونستم!؟
مگه من و سجینُ
موقع سکس ندیدی؟
حتی ازش فیلم گرفتی
و سجینُ باهاش تهدید کردی
نکردم
عمدی نبود
مشکلی نیست
میتونی نگامون کنی
تو که غریبه نیستی
درضمن
نمیپرسی چرا
من اینجام؟
ت‍....
تو!
هایون؟
تو دختر خوبی هستی
بریم یه دوری
بزنیم؟
هاا...
اونقدری که فکر
میکردم باحال نیست
چی میگی آبجی؟
پارک خیلی خلوته
اینجوری حال نمیده
سجین گفت رامت کرده
پس یکم بهتر
نقش بازی کن
یعنی چی؟
هممم
اول بریم
تو ماشین؟
عووآع
آبجی
این یکم...
یکی ممکنه
ببینتمون
نگران نباش
هیچکس نمیبینتت
خونه‌ی سجین نزدیکه
یکم تحمل کن
هااع
کسی تو راه‌پله
نیست دیگه؟
نه
هااه
خیلی وقت یود
نیومده بودم اینجا
اوووف
هایون، تو اولین باره
میای اینجا، نه؟
آره
خوبه
خوشحالم من کسی هستم
که آوردمت اینجا
بیا هایون
اوه!
بشین
عممم
آبجی...
برات یه
اسباب بازی گرفتم
هه هه هه
اوه خدا
هیچی زیرش
نپوشیده بودی؟
تو فوق‌العاده‌ای
آی!
ببین، حاضرم هستی
فقط راه رفتی
و‌اینقدر خیس شدی
آااه
هاه
هاااع
سگ خوشگلمون
خوشش اومده، نه؟
هااع
خب...
من...
خوب تربیت شدی
خیلی زود
خیس شدی
نه، من...
ارباب؟
ها؟
ارباب باید
کارُ تموم کنه
بهش جایزه بده
ببین ،منتظره!
ادامه دارد...
پایان

قسمت 19 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 20

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی حرمسرای کون های قلبی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت