88
نامهای که از
آکادمی اومد
مفتخریم تا اعلام کنیم
از ارباب پتا دعوت به عمل میآوریم
تا به عنوان استاد در آکادمی شروع
بهکار کند، زمانی که جواب شما را
دریافت کنیم پیشنهاد خود را
برایتان ارسال میکنیم
مشخصه که منم
قبول کردم
قبل از اومدن
نمایندهی آکادمی
تصمیم گرفتم یه
تمرین ویژه با آیرا
داشته باشم
چی شده
استاد؟
دوباره تویی؟
این لباسا چیه؟
اصلن مناسب یه
دانشجو نیست
یعنی بخاطر این
تنبیهم میکنی؟
انگار مجبورم
شلاق بزنمت
آره، عاشقشم!
دارم ارضا میشم!!
استاد! دارم
ارگاسم میشم!
اربابِ بُکُن
یک هفته بعد
مرسی که با وجود
این راه طولانی به دیدنمون اومدین
از پاسخ مثبت شما
بسیار ممنونیم
نمایندهی
آکادمی
قبل از شروع
سوالی ندارین؟
چرا! راجبه یه چیزی
خیلی کنجکاو بودم!
تو نامه نوشته بود
دانشجوها منو انتخاب
کردن...
آره، درسته!
چرا؟
اگه ناراحتتون کرده
میتونیم...
نه نه، خب، برعکس خیلی
هم خوبه... لازم نیست
برام توضیح بدین
فقط بخاطر شایعاتی که
پشتمه یکم کنجکاو شدم
چرا دانشجوها منو انتخاب کدن
پری دریایی
گربه
گی
من خیلی هم مفتخرم
که استاد آکادمی بشم
ازتون عذرخواهی میکنم ولی...
فکر نکنم شما بتونین
به دبیرستانیا درس بدین
ازتون میخوایم تدریس
تو دانشگاه رو به عهده بگیرین
چرا!؟
من خیلی دوست داشتم
به دبیرستانیا درس بدم!
پدر مادرای دانشآموزا
خیلی نگران این موضوع هستن
پس کاریش نمیشه کرد
بعدش نمایندهی اکادمی
راجبه نحوهی تدریس و
حقوقم صحبت کرد
از هفتهی دیگه
روزای جمعه و دوشنبه
کلاس دارین
حقوقتونم طبق
قرارداد پرداخت میشه
حیف شد نتونستم
معلم دبیرستانیا بشم
ولی پروفسور
خوبی میشم
بالاخره تلاشام
نتیجه داد
چیزی که دانشجوهام
میخوان بشنون...
داستان نبردها
و پیروزیامه
پایین کشیدن پادشاه شیطانی
و نابود کردن دراکوتاریسها
فکر میکردم بیشتر
مشتاق تجربههای
جنسیم باشن
یه سوال دارم!
دوست دارم یه
جور دیگه حقوقم
پرداخت شه
جان!؟
باشه
شما ارباب قلمروی پتا
کشیش و قهرمان مملکتین
کلی هم تو تجارت زبونزد
خاص و عامین
مطمئن نیستم سازمان
ما بتونه اونقدرا بهتون
حقوق بده...
پول نمیخوام
جان؟
الان خیلی تحت تاثیر
دعوتتون برای تدریس
قرر گرفتم
اینکه بتونم جلوی هزاران
دانشجو سخنرانی کنم بینظیره
فقط امیدوارم
آکادمی...
به من لطف کنه...
و یه هدیهی
معنوی بهم بده
جالبه
هوم..
چیزی مد نظرتونه؟
یونیفرم دخترونه!
حتی اگه یونیفرم
دبیرستانیها هم باشه
اوکیه
چرا؟
لطفاً سوتفاهم نشه
واسه زنم میخواستم
نه آقا
اول از همه...
من فقط با دانشجوها
سر و کار دارم و اونا هم
کت و شلوار میپوشن، نه یونیفرم
فهمیدم...
پس همونُ
بهم بدین
لعنتی...
اون لباس یه نماد
ارزشمنده، نباید واسه
کارای سخیف پوشیده شه
من فقط میخوام
زنم بپوشتش
نمیخوام تو اون لباس
باهاش سکس کنم که
مطمئنن
میکنی!
از اولم برنامهت
همین بود!
ها...
پس یه لباس
به من بدین
ها...
باشه باشه
بهت یه کت
و شلوار میدیم
ولی من یه فتیش
دارم که دوست دارم
لباس دخترونه بپوشم
لطفاً زنونهشُ
بهم بدین
گوه توش...
تا کی میخوای
اینجوری زندگی کنی؟
کصکش...
تو رو یادم میاد!
آخرش...تصمیم بر این
شد که همون پولُ بگیرم
از اون لحظه من و
ایرا نقش استاد و
دانشجو رو بازی کردیم
آاااه!
استاد! دانشت اونقدر
زیاده که توم جا نمیشه!
آیرا:
نقش یه دختر
دانشجو رو بازی میکنه
مطمینم وقتی جا شه
میفهمی چه لذتی داره
نه!!!
دانشتُ به ژور داری
میکنی توم!!!
این عمراً از
یادم بره!
فکر کنم دارم
به ارگاسم میرسم!
من دیگه بردهی
استادم شدم!
فاک...
حرومزادهها
ادامه دارد...