83
برو...
اون حرومزاده
رو شکست بده
برو برو
بزن بترکونش
و عشقی که دنبالش
بودی رو به دست بیار
عدالت پیروزه!
مادرتُ گاییدم
لوسیوس
بزن ننهشُ بگا ایاعی
جرش بده!!!
همهی اجدادم
علیه من شدن
کص ننه شون
کشیش، مگه خواستهی
قلبیت چقدر بد بود که
اینجوری علیهت شدن؟
نمیتونم الان
بهت بگم
آرزویی بود که
واقعاً میخواستم
بهش برسم
حرومزاده
ریدم به این کسشرات
ارباب بکن
جد بزرگ؟
کشیش چه
آرزویی داشت؟
خب...
حتی گفتنشم
زشته...
ببخشید...
نمیتونیم بهت بگیم
عجب بچهی
پاکیه
مثل نوهی
دهتری خودمه
تمام این اجدادم که
علیه من شدن یه مشت
حیوون پستن
قیم میخورم
پشیمونشون کنم
حالا جنگ رو
شروع میکنیم
مبارزی که بیشترین
حمایت رو از اجداد
دریافت کنه برندهست
همشون از
ایاعی حمایت میکنن
واو!
ایاعی
دوبرابر!؟
میتونم قدرتُ توی
رگام حس کنم!
شغل: جنگجو
وضعیت
قدرت
سرعت
هوش
شانس
به دلیل حمایت اجداد الفها
تمام امتیازات دو برابر میشوند
حش میکنم با یه
مشت میتونم هر چیزی
رو پاره کنم!
فقط عدد نبود
واقعیه
اوه...
بگا رفتم!
وایسا!
چون هر دوتامون
قدرتمندیم
امکانش هست
همدیگه رو بکشیم,نه؟
بعداً قراره به هم
کمک کنیم تا دنیا
رو نجات بدیم
ولی اگه قرار باشه
به هم آسیب بزنیم
یا همدیگه رو بکشیم
اومدنمون به اینجا چه
فایدهای داشته
اوه...
هیچکس اینجا
نمیمیره
ها؟
کشیش!
ها؟
خوبی کشیش؟
گردنم درد
میکنه
با اینکه درد رو حس میکنین
ولی امکان نداره بمیرین
حالا اونقدر میجنگین
تا یکی تسلیم شه
به طور خلاصه...
کسی که بتونه درد رو
واسه زمان بیشتری تحمل
کنه برنده ست!
حالا چیکار کنم؟
با اینکه قرار نیست
بمیرم ولی تفاوت قدرتمون
خیلی زیاده
میزنه منو
له میکنه
راهی نیست که
بشه امتیازامون
یکسان شه؟
کشیش
چیه؟
انگار هنوز
مطمئن نیستی
جنگ با کسی که
تحسینش میکنی
واقعاً سخته
اینه...!
خب... یه
راهی هست
نظرت چیه هر
کدوم سه تا ضربه
بزنیم؟
یا خدا...
لطفاً تسلیم
شو ایاعی!
من باید به اکسیر
دست پیدا کنم!
نمیشه...
لعنتی...
من باید به یه
مرد تبدیل شم
و ارینا رو
ارضا کنم
ایاعی از دو ضربه
دیگه هم...
جون سالم
به در برد
حالا نوبت منه
که کتک بخورم ولی...
ایاعی کاملاً
تغییر کرده
ایاعی؟
حالا نوبت منه
بگیر که اومد کشیش
لحضات آخر قبل
از ضربه زدنش...
منو یاد یه چیزی
تو زندگی قبلیم انداخت
جنده!
ایاعی
برد!!!
ادامه دارد...