آبجی!
سرم بدجور
درد میکنه
آه...آه
هاا...هااع
آبجی؟
عمم
هارین
این...
آه..
وایسا
هارین
عووم!
تو..!
وایسا...
نه...آااع
نه...
آاااه
هاا..آاه
آااه..هااع
عاااع
هااا...
عااع
بدشانسی بود
که هارین ما رو دید
ولی خودت ریسکشُ
قبول کردی
تو گفتی اتاقت
مخصوص تو و شوهرته
تقصیر توئه!
هاا
تموم شد...
ولی نگران نباش
هااع
هارین خیلی مست بود...
احتمالاً فکر میکنه
کابوس دیده
آه..هااع
پس آروم باش
استراحت کن
آااه
اوووف...
خیلی خسته شدم
خوبی؟ ببخشید
دیر کردم...
فردا ارائه دارم
باید مطمئن میشدم
همه چی بی نقصه
ولی این غذا
سر حالم آورد
آره
هارین کجاست؟
گفت دیشب یکم
زیاد مشروب خورده
جدی؟
دیگه یه کارمند
تمام وقت شده
هاهاها
هارین؟
آبجی، سرم
خیلی درد میکنه
فکر نکنم امروز
بتونم برم سر کار
باشه، مشکلی
نیست
انگار دیروز
یکم زیادهروی
کردی هارین
هارین
ببخشید آقا، بخاطر سردرد شدید
امروز نمیتونم بیام سرکار
هممم...
پس همچین مواقعی
اینجوری لاس میزنی
ها؟
خب، حتی اگه ما رو دیده باشه
مهم نیست
بخاطر چند تا سنگ تو مسیر...
از ادامه دادن دست نمیکشم
هارین... این یه تجربهی
فوقالعاده برات میشه
واو! چقدر
خوشمزهست!
بالاخره حس زنده
بودن میکنم
بهشت اینجوریه
ببخشید آقا، بخاطر سردرد
امروز نمیتونم بیام سر کار
آقای اوه
لطفاً مراقب خودت باش
فردا میبینمت
باورم نمیشه به این راحتی
گولخورد...
ولی خیلی سوپرایز شدم
تا حالا ندیده بودم
خواهرم اونجوری شه
حتماً خیلی از سکس
با شوهرش لذت میبره، نه؟
باید بیشتر مراقب باشم
آه...عالیه
هاع..عااع
عاشقشم اوپا♥
این...یخرده عجیبه...
هااا
واسه سکس باید
کیر بره تو کصم، نه؟
کیر یه مرد
تو کصم...
عااه
عاه...
این چیه؟!
این چه حسیه؟
ادامه دارد...