خانوم سئو
دیگه چقدر وقت لازم داری؟
از کت و کول افتادم!
زودباش!
بهش اجازه بدم بیاد تو خونهم؟
ولی اگه بذارم اینجوری بره...
حس شدید
مسولیت پذیری
لذت کارمندی
67
ووف!
شوهرت خیلی سنگینه
خسته شدم!
مرسی...
اگه میشه دیگه برو!
چی؟ یه آب هم
تعارف نمیکنی؟
اینهمه راه آوردمش
خب، ببخشید نتونستم
ازت پذیرایی کنم
بعداً جبران میکنی
آروم باش
اینجا خونهی منه
آپارتمان قشنگی داری
حتی این کثافت نمیتونه...
هاه
دخترعموته؟
خواهرم کوچیکمه
از تو کوچیکتره، خیلی
جوونتر بنظر میاد
چی؟
نه، فاصله سنیمون
زیاد نیست
حوصله شوخیاتُ ندارم
لطفاً آبتو بخور و برو
که اینطور...
چطوره یه کار
دیگه بکنیم؟
هااع
فقط میخواستم چند
دقیقه حرف بزنیم
ولی خودت نخواستی...
وایسا...
صبر کن
الان حساسم...
اوه، آره؟
چه آب خنکی
تو رو خدا
بس کن
شوهرم تو اتاقه...
آااه...عووم
باید درش بیارم
ووآاع
حشری شدی
خانم سئو
هااه...عااع
فراموش کرده بودم
ممنون که یادآوری کردی
تو واقعاً
روانی هستی
ولی یه
مشکلی هست
تحملت واقعاً بالاست
تحت تاثیر
قرارم دادی
نکن... اینجا خونهمه
هااا!
راحت رفت تو
خیلی حال میده
ساکت... باش
تو هم منتظر
همین بودی، نه؟
بسه!
تو خونهم داره
باهام چیکار میکنه؟
اینجا مخصوص
من و شوهرمه!
نگران نباش!
بیدار نمیشه!
ببین، خیلی خیس شدی!
اگه نکنمت
حیف میشه
مگه نه؟
نه، اینکارو نکن!
هاا..عااام
نباید صدایی ازم دربیاد!
آااه
نمیتونم..!!
عووم
عااااه
خیلی بهتر از چیزی بود
که انتظار داشتم
سریع و خشن
هاااه
تو یه
آشغالی
چیزی که میخواستی
رو به دست آوردی
لطفاً برو
اینجا مال من و شوهرمه!
تو و شوهرت؟
اوه!
وایسا..نه!!
وایسا...
چیکار میکـــــ...
چیکار میکنم؟
گذاشتمت پیش شوهرت!
تا راحتتر باشی!
ادامه دارد...