قسمت 111
نه آقای
دوهان
اینجا
هاع
هاع
هاع
اگه ادامه بدی
هاه
هااه
هاع
هاع
هاع
از اتفاقی که
قراره بیفته
میترسم
خیلی حال
میده
هااا..
هاا...
این حسی بود
که داشتی هائهجون؟
واسه همین قیافهت
اونجوری شده بود؟
کیرت بزرگتر شد
هاع
هاع
هاع
هاا...آاه
هووه
هووه
هاع
هاع
هاع
واقعاً!؟
لذت کارمندی
ششش
ششش
چطور...
ششش
چطور کارم به اینجا کشید؟
حشری شدن برای مردی
که اذیتم میکرد اونم تو
یه جای عمومی
حتی برام مهم نبود
بقیه چه فکری میکنن
خفه شو
و بکنش توم
اون اصلن من نبودم..!!
آاه
پس چرا؟
حتی تو خونه وقتی
که پیشم نیست
ششش
حس میکنم داره
کصمُ میماله؟
ووششش
میترسم... میترسم
خودمُ فراموش کنم و
یکی دیگه شم
...
عزیزم
چرا دیشب
خونه نیومدی
...
عزیزم... میدونم این
اواخر رفتارم عجیب شده
واقعاً متاسفم
ولی به زودی همه
چی مثل سابق میشه
پس لطفاً
منُ ببخش
چی میگی
هائهجون؟
من اصلن عصبانی نیستم
حالا میفهمم
عزیزم؟
پس نگران نباش
آه
درسته... اون همیشه
مرد با درکی بود
ععع
میتونیم واقعاً همون
زوج سابق بشیم
یک روز بعد
زودباش
اعتراف کن
تو با خواهرم
چیکار کردی؟
چرا یهویی
کنجکاو شدی؟
مطمئنم دیگه
سرت غر نمیزنه
مگه همینُ
نمیخواستی؟
میخواستم ولی...
از اون روزی که
دیدم از دفترت
اومد بیرون
تو خونه رفتارش
عجیب شده
انگار اصلن تو این دنیا نیست
مثل یه آدم
تسخیر شده
رفتار میکنه
نه فقط اون
دوهوانم رفتارش
عجیب شده
شوهرش؟
انگار با هم نقشه
کشیدن اینجوری
رفتار کنن
و مهمتر از
همه...
آه
میتونم بوی تو رو..
☺
روی خواهرم حس کنم
میشه برام
توضیح بدی؟
نگران
چی هستی؟
هه هه
مشخص
نیست؟
چون تو فقط
شاگرد خودمی
هه هه
دوست ندارم شاگردمُ
به کس دیگهای ببازم
ها!
آع
جدی؟
میتونی امروز بعد از
کار بهم ثابت کنی؟
چه
ممه ای
آقای اوه امروز بهم زنگ نزد
این تنها شانسمه
لطفاً بعد از
شنیدن بوق
پیامخود را
بگذارید
درک میکنم شوهرم
ناراحت باشه
تادا!
وقتی منُ ببینه
سوپرایز میشه، نه؟
از این چیزا خوشش میاد
شاید عصبانیتش از بین بره
هاه
وییررر
ویررر
باورم نمیشه
کی این اتفاق افتاد؟
نه، چطور اتفاق افتاد؟
چرا...؟ قرار بود همه چی
به زودی درست شه
بیپ
بیپ
بیپ
چرا الان!؟
آه
آع
آه
آه
هااه
یکی توی خونهست
مهم نیست
ادامه بده
خیلی عالیه
دییششش
چیکار میکنی
هائهجون؟
هاع
هاع
الان سرم شلوغه
هاع
هاع
هاع
برو بیرون
آااه