قسمت 100
چطور بود سِمی؟
کثافت
آشغال
من چه بلایی سرم اومده؟
چرا نمیتونم جلوشُ بگیرم؟
وایسا ببینم
فکر کنم اینجا
رو خوب روغن مالی
نکردم
یه چیزی داره
ازش میزنه بیرون؟
بس کن
حرومزاده
اینجوری نمیشه
باید کارمُ به نحو
احسنت انجام بدم
آااه!
انگار باید داخلشم
روغن کاری شه
آاه...هاااه
عوضی، داری
چه گوهی میخوری
من دارم چه غلطی میکنم!؟
این چه حسیه!؟
یه جورایی دلم میخواد
ادامه بده
اووف
اوپا؟
چیکار میکنی؟
شنا کردنت
تموم شد؟
زد اومدی
میخواستم وقتی
روغن مالیدن تموم شد
بیام باهات خوش بگذرونم
خب، تو نیومدی
منم گفتم بیام بیرون
چه حالی داد
میکشمت
سرده
واقعاً دارن
خوش میگذرونن
لذت کارمندی
ویلای استخری
واو، شراب
گرونیه،نه؟
وقتی میای همچین جایی
باید بهترین چیزا رو هم بخوری
اصلن ما لیاقت
همچین مهمون نوازیای
رو داریم؟
اوپا، دیگه هرچقدر
خوردی بسه
حق داره، زیادی
مشروب خوردی
جدی!؟
آخه هر روز
که فرصتش پیش نمیاد
همچین شراب گرونی
رو بخورم
من برم یه
هوایی بخورم
خیلی مست شدم
میخوای باهات
بیام؟
انگار نمیتونی
درست راه بری
نیازی نیست
تو بمون و خوش بگذرون
هاهاهاهاها
توکجا میری؟
دستشویی
چه شانسی
فقط من و
تو موندیم
آره
عجب هوایی
خیلی مست شدم
فووو
سمی؟
تو هم اومدی
هوا بخوری!؟
دنگ
چرا چرت میگی؟
خودت اشاره کردی
بیام دنبالت
من؟ نه بابا
خیلی آشغالی
دوست دخترت
میدونه اینقدر
کثافتی؟
نمیدونم ازم چه
انتظاری داشتی ولی...
اگه تو بخوای
میتونم یه حال اساسی
بهت بدم؟
چه غلطی
میکنی حرومزاده ی
روانی؟
آااه!؟
دیوونه شدی؟
نکن
اینُ ببین
هنوز تو کصت
روغنه، ها؟
آه..!
انگار درست
نشستیش!
گوه نخور
مرتیکهی منحرف
روانی
بس کن
آه!
دوباره همون حسُ دارم
واو، چقدر خیس شدی
با این مرتیکهی روانی، نه... نمیشه!
انگار باید خودم
برات تمیزش کنم
بسه
آااااه!
چه تنگی
به اوهیوک
حسودیم شد
آه
بس کن
بیخیال
جدی ؟ واقعاً
میخوای بس کنم؟
تو از پسرایی
که مرد باشن
خوشت میاد، نه؟
درضمن ، عاشق همچین
وضعیتی هستی، مگه نه؟
آه...
درست میگم؟
هاا...
آه..!