بازی هوس قسمت ۸۲ از ۸۸۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹
واسه همین
ولشون نکردم
بین اون آدما
تو هم
یکیشونی
من همیشه
پیشت میمونم
آااه
آه
یوسیلید
...
نه...
اگه الان این
کلماتُ بشنوم...
چاره‌ای ندارم جز اینکه
قبول کنم یه دختر بمونم
هااا
هاع
هااه
هاع
ببخشید سیسیلیا
آاه
کسی که یه روزی
عاشقش بودی...
آاه
به درد هیچی نمیخوره!
هاا!
بالاخره فهمیدی
که یه فاحشه‌ای؟
شکستنت ارزششُ
داشت
خیلی‌ خب
تنبیه‌ت تمومه!
وقتشه
جمعش کنم
هاع
هااه
عاه
عاع
هاه
هااع
سوءتفاهم نشه
من هنوز
نباختم
دیگه هیچوقت
اینکارو نمیکنیم
واقعاً برات
سخت بود؟
آره، خیلی
وقتی پادشاه شدم
فکر کردم باید همه
چی رو کنترل کنم
و از درون
تهی شدم
و سرانجام نتونستم
تقدس خودمُ حفظ کنم
هنوزم میتونم
اون صداها رو تو
سرم بشنوم
انگار که
تسخیر شده باشم
دیگه به من
تکیه کن
الان تو به چیزی
نیاز داری که آرومت کنه
میشه؟
معلومه
فهمیدم
من میرم به کاخ
تا بتونم مشکلات
بعد از پایان جنگ
رو حل کنم
باشه ارباب
ارباب
همم؟
چیه
سریا؟
اینُ با
خودت ببر
خیلی مهمه
همراهت باشه
هممم؟
خب، بد نیست
آماده باشم
آره
مرسی که به
فکرم بودی سریا
راستش باید
یه چیزی بگم
سریا
ببخشید که
نگرانت کردم
این دفعه مثل
دفعه قبل زیاده‌روی
نمیکنم
باشه
سفر به
سلامت ماریس
خیلی گذشته
رونالد
تمیزکاری بعد جنگ
به خوبی پیش میره؟
آره
وقتی که نمایندگان
سوراریون و سیگفرید...
با امپراتور
ملاقات کنن
شرایط مذاکره
انجام شده‌ست
بالاخره امپراتور
یه وضعیت نرمال
برمیگرده
خب، حیف شد
وقتی امپراتور به
کاخ برگرده دیگه نمیتونیم
از جادو استفاده کنیم
کی فکرشُ میکرد
امپراتور همچین
قدرتی داشته باشه
همم؟
چی میگی؟
استفاده از جادو
توی کاخ هیچوقت
ممنوع نبود
چی!؟
امکان نداره
امپراتور قدرتشُ داره
که ممنوعش کنه
دلیل این چیزا
باید تو اتاقک
تماشاگران باشه
وقتی خوشحال
نباشی
روح خودشُ
نشون میده
روح فرستاده میشه
تا شرایط شخص تسخیر
شده رو بررسی کنه
انگار تسخیر شدم
اشخاص تنها میتونن
ساکت شن
پشت این چیزا
یه چیز دیگه بود!
هنوز هیچی تموم‌نشده!
ماریس؟
واسه ترتیب
دادن به مشکلات
بعد از جنگ روت
حساب میکنم!
من یه کار
ضروری توی
کاخ دارم
تو از قدرتت
استفاده کردی پس
میتونم پیدات کنم
تو بودی!؟
کسی که...
امپراتور رو
تسخیر کرده بود
شم قوی‌ای داری
البته از یه تسخیر شده
همین انتظار میرفت
ولی تو یه چیز
اشتباه میکنی
من کاری نکردم
من فقط ازش
حمایت کردم
قشنگ حرف
میزنی
ولی فکر نمینی
بهونه‌ت خیلی
بچگونه‌ست؟
مخصوصاً اینکه کلی
رد پا جا گذاشتی
روحی که اونقدر
قدرتمنده که یه امپراتور
رو به یه حاکم ظالم
تبدیل کنه
و برش گردونه
به دنیای خودش
فقط یه نفر
از پس اینکار بمیاد
کسی که میتونه
زمان و فضا رو
کنترل کنه
خدای این
بعد!
ادامه دارد...
پایان

قسمت 81 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 82

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی بازی هوس
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت