بازی هوس قسمت ۵۰ از ۸۸۱۶ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶
همم
ظهر شد؟
خیلی وقت بود
اینجوری نخوابیده
بودم
دیروز زیادی از
جادو استفاده کردم
چیکار میکنی؟
صبح...
بخیر
ارباب♥
اومدم بیدارت کنم
ولی کیرت شق بود
گفتم یه دور آبتُ بیارم
فکر کرده شق صبحگاهی
بخاطر پر بودن تخماست!؟
سریا، من
تخمام خالیه
این فقط یه
واکنش طبیعیه
هر پسری سر صبح
شق میکنه
فهمیدم
ببخشید که سر صبحی
خودم و شما رو خجالت
زده کردم
من میرم
بعد از اینکارت
میخوای بذاری بری؟
قشنگ
بخورش
باید مسئولیت
پذیر باشی
بازی هوس
ببخشید که
حشریت کردم
امروز در
اختیار توئم
ببینم چجوری
ارضام میکنی
اول سرشُ
بخور
باشه
ارباب
اینجوری
درسته
خوبه
حالا برو پایین‌تر
هاااع
عووم
عاام
خوبه، حالا آروم
آروم بکنش تو حلقت
همینجوری
ادامه بده
حال میکنی
ارباب
سیریا
آروم ساک بزن
سیریا!
دختره‌ی
خراب...
همشُ...
قورت بده!
عاااه
عاام
قورتش دادم
ازحالا به بعد
همیشه بریز تو دهنم
باشه....
مرسی عزیزم
حالا برگرد
سر کارت
همین ارباب؟
من سرم شلوغه
اکه خیلی حشرت زده
بالا جق بزن
خیلی بدجنسی
اینجوری منُ
میذاری میری
سوپرایز شدم
ماریس منو به
خونه‌ی خودش دعوت کرده!؟
نکنه بالاخره میخوای
باهام دوست شی؟
دنبالم بیا
باید یه چیزی نشونت بدم
باشه داداش
سیسیلیا!
چجوری اومدی
اینجا؟
سیسیلیا
منم یمیر!
چرا اینجایی؟
تو قصر بهت
خوش نگذشت ؟
لطفاً بگو
چه بلایی
سرش اومده
میخواستم بعداً
بهت بگم...
پادشاه، گوششُ کر کرده
چشماشُ کور کرده
و زبونشُ بریده
خود پادشاه بهم گفت
ازم خواسته
درمانش کنم
حالا فهمیدی
چرا اینجوریه؟
یوسلید،
حرومزاده!
من فقط
میخواستم...
سیسیلیا
خوشحال باشه
همین! چرا...!؟
خداروشکر، پروسه‌ی
درمان داره خوب پیش میره
ولی یه مشکلی داریم
چی!؟
آسیب ذهنی
سیسلیا...
خیلی شدیده،
چون به خاطراتش مربوطه
درمان کردنش خیلی
خطرناکه
یعنی حتی اگه
بهبود پیدا کنه
مهم نیست
مهم نیست خودش بشه
یا نه، مهم نیست چقدر
طول بکشه...
اینبار خودم ازش
محافظت میکنم
همین فکر میکردم
ولی...
فکر میکنی این
کافی باشه؟
منظورت
چیه؟
من به تو
هم کمک میکنم
باید برین
جایی که دست
پادشاه بهتون نرسه
درعوض...
باید بهم کمک
کنی از پادشاه
انتقام بگیریم
هااا...
هاااع
هنوز پاهام میلرزه
وقتی گفت این دیلدو
رو توم نگه دارم، تعجب کردم
اینُ تا فردا
توت نگه دار
ولی مشکل اون نیست
هنوز میتونم اسپرمشُ تو
کصم حس کنم
اسپرم ارزشمند ماریس
میتونم بوی ارباب
رو از بدنت استشمام کنم
حتماً شب
داغی رو باهاش
گذروندی
تو از کجا
میدونی؟
چون هرجا میری
آبش از کصت می‌ریزه
بیرون
آه..
پس...
اینقدر
حریص نباش
وایسا!
هااا!!
آااه
اگه به منم
ندیش...
چاره‌ای ندارم...
خودم ازت
بگیرمش
ادامه دارد...
پایان

قسمت 49 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 50

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی بازی هوس
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت