اون من نبودم
ماریس واقعی رو
فراموش کردی؟
عع
حیف...
کصم...
دیگه
جا نداره
به جاش...
چطوره از
این سوراخ منُ بکنی؟
از سوراخ کونم!
بازی هوس
اگه اینُ میخوای
دلیلی نداره
من ردش کنم
پس بیا...
ببینم سوراخ
کون خاندان سلطنتی...
چه مزهای داره
آه..!
آاه
هااع
اوه!؟
ببین چجوری ناله میکنی
مگه حیوونی؟
انتظار نداشتم این
سوراخت اینقدر
جادار باشه
ممههات چه
تکونی میخورن،جووون
انقدر...
تکون نخور
تلمبه زدن
برام سخت میشه
راست میگه
تکون نخور
که بتونیم
راحت تملبه بزیم
هاع
عااع
شاشیدی؟
دیگه میتونی خودتُ
از خاندان سلطنتی بدونی
وایسا!
اگه ادامه بدی...
هاایی
آااه
اوووپس!
این چه وضعشه
داری همه چی رو
خراب میکنی
اینقدر ناله نکن
کص و کونتُ تنگ کن!
آاه
آاه
وقتشه
تمومش کنیم
بگو ببینم، چه
حسی داره همزمان از
دوتا سوراخ بکننت؟
فوق...
فوقالعادهست!
ارباب
هربار که از
جلو و عقب
بهم تلمبه میزنی...
چشمام
سیاهی میره
و شکمم
درد میگیره
لطفاً یکم
خشنتر!
آاه
عااع
اووه
عاایی
من هنوز
ارضا نشدم
فکر کردی
میتونی استراحت کنی؟
زوباش
پاشو جنده
باشه
خوب ساک بزن
یه عضو سلطنتی
باید بتونه چندتا کار
رو همزمان انجام بده
من برمیگردم
هااع
عااح
صداتُ بیار
پایین
کسایی که بیرونن
صداتُ میشنون
هااا!
دارم..
ارضا
میشم
داره میاد
عاشق...
بوی...
کیرتم
چرا...
تو باید درگیر
جنگ شی؟
چون...
خوش میگذره!
نکنه دیوونه شده؟
این زن مادر
سریاست
چی گفتی؟
اربابه
بیا سکس کنیم
ارباب! سکس!
جلوشُ
بگیر!
این فاجعه ست...
اومدی ماریس
موهات بلند شده
خیلی وقت بود
موهامُ کوتاه نکرده بودی
آره، خیلی گذشته
آره
نگران بودم...
نتونیم گولشون بزنیم
چرا هویتمُ
مخفی کردی؟
چیزیکه
ازش مطمئنم اینه که...
منم تو جادوی
دیمیتری گیر افتادم
اونموقع.
فقط ماریس
تحت تاثیر
دیمیتری بود
درضمن...
ماریس، ماریسه
تموم شد
بریم سراغ
اصل مطلب
لطفاً اینُ
قبول کنین ارباب
این شمشیر
خاندان دیمیتریه
میتونی جادوشُ
حس کنی
ولی تو کاخ سلطنتی
قابل استفاده نیست
هرچند
این شمشیر...
توان هر کاری رو داره
مخصوصاً...
وقتی خون دشمناتُ
باهاش بریزی
اونم تو یه جنگ
همه حاضرن؟
شاید یه جنگ باشه
ولی هرکدوممون
دلیل خودمونُ داریم
تا انتقام
سریا رو بگیریم
یا بذاریم امیرو
با سرنوشتش روبرو شه
همه یا از خاندانشون
دفاع میکنن
یا واسه سرگرمی
میجنگن
ولی فقط یه
کار واسه انجام دادن هست
وقتی خورشید
طلوع کنه...
همه چی
به پایان میرسه
ادامه دارد...