56
دیگه تحمل ندارم
آااه!
عااه
دارم ارضا میشم
داره میاد
♥♥♥♥
هااع
آه
بازی هوس
چی شده!؟
ماریس!؟ اینجا
چیکار میکنی؟
این سوالیه
که من ازت دارم
چرا بدون اجازه وارد
اتاق یه نفر دیگه میشی؟
خب...
معذرت میخوام!
پس...
از تنبیهت لذت بردی؟
آره
حالا زود باش
جایزهمُ بده
نگران نباش
این جایزه
مخصوص خودته
ارباب
این واقعاً
جایزهست!؟
بازم تصمیمات اربابتُ
زیر سوال میبری؟
نگران نباش
مردم فکر میکنن
لباس پوشیدی
بازم یه جوریه
فکر میکنی من
نمیدونم تو چقدر
منحرفی!؟
اگه میخوای
کسی متوجه نشه...
سعی کن
قیافهتُ آویزون نکنی
سلام
خوش اومدین
از لباست مشخصه
نجیب زادهای!
چی نیاز دارین؟
گی...
گیلاس!
گیلاس!؟
تازه امروز صبح
برام رسیده
بهترین گیلاسا
رو براتون میارم
مرسی
تکون نخور
چیکار
میکنی؟
اگه گیر
بیفتیم چی!؟
خوبین بانو؟
تنهایی بدون هیچ مردی
اینور و اونور میرین
جان!؟
منظورت چیه؟
آه
آاه!
من خودمُ
ناپدید کردم
بنظر میاد کارم
خوب بوده
خونهی کسی آتیش گرفته!؟
صدای جیغ اومد!
از یکم پیش
کصت خیس شده
ولی هنوز معلومه
غرورتُ کنار نذاشتی
هااع
هااعع
با خودت...
صادق باش!
آااه
نه
من...
میدونم داری حال
میکنی، از تنگی کصت معلومه
ولی اگه بازم
شک داری...
کاری میکنم
مطمئن شی!
چیزی گفتین؟
نه
امیدوارم
روز خوبی
داشته باشین
مرسی
بازم بیاین
باشه
مرسی
خوش گذشت
میخوری؟
بذار خودت
بهت بدمشون
نه! الان نه
ارباب!
بذار برگردیم خونه
خفه!
تو همچین وضعی
حشرت زده بالا؟
هووع
عمم
هم کصت تنگ شده
هم کونتُ میلرزونی
کاری میکنم باورت
بشه که یه فاحشهای!
هااع
آااه
هااا
عووه
به همه
نشون میدم
جندهای!
آه
صدای چی بود؟
تویی، بانو!؟
چی!؟
هیچکس نیست
اینا چرا
افتاده رو زمین!؟
عجب حواس پرتیه
برگشتین
ارباب
ببخشید این وقت
شب مزاحمتون شدم
دوک سوراریون
تو دفتر اضطراریه
دوک سوراریون!؟
باشه، مرسی
بهمش بگو
یکم دیگه میام
باشه
ببخشید
دیر کردم
بریم سر اصل مطلب
میخواین راجبه
مزاحمت دفعه پیش
حرف بزنین؟
دیگه مهم نیست
بعد از جنگ متوجه شدم
سنگای جادویی تو امپراطوری
به شدت نایاب شده
بیا
اگه نیاز شد
ازشون استفاده کن
اینا رو از
کجا آوردی؟
تازگیا یه معدن
خوب پیدا کردم
لطفاً این سنگا رو
جایگزین سنگایی که
از دست دادین
بکنین
مرسی
ماریس
جوابت با
قیافهت همخونی نداره
چیزی شده؟
راستش...
یمیر...
تبدیل به یه
پهلوان شده!
ادامه دارد...