تفریحات سکسی تابستان قسمت ۵۸ از ۱۱۵۴۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱
قسمت
58
?
آره!
خودش بود
بچه ها برید چپتر 18 این داستان
سایت سرراست مرجع
داستان های سکسی تصویری
به زبان شیرین فارسی تقدیم می کند
سلام
راستی..
من چند روز پیش
یه شب خفن داشتم
حالا همون زنه رو
تو خونه ای که
سفارشونو بردم دیدم
کدوم خونه؟
همون خونه
بزرگه رو تپه
منظورت خونه
آقای چوهیه؟
ولی اون زنه که
خیلی خانم با حیاییه
با حیا؟! نه بابا
تازه دونفری گاییدیمش
ههه دهنتو
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
خانم سفارشتونو
بزارم اینجا؟
نه نباید اینجوری
بزارم بره
انتظار دیدنتو نداشتم
منم
فکرنمیکردم اینجا
زندگی کنی
آره خب داداشم
اینجا یه سوپری داره
منم اومدم این تابستون کمکش
آها
شرمنده شمارمو
بهت ندادم
همینطور که میبینی
من متاهل و عضوی
از این خانواده ام
آره متوجه شدم
شوهرم خارج از کشوره
الان چندسالی میشه ندیدمش
حتی نمیدونم چی بهش میگذره
شاید همونجام یه زن گرفته
منم که مجبورم
از پدرشوهرم مراقبت کنم
از وقتی که شوهرم
رفته خارج
خیلی این چندساله
با خودم جنگیدم
ولی نتونستم
فقط میخواستم ینفر
منو بغل کنه
تنهایی داشت دیوونم میکرد
نیاز به یه همدم داشتم
و خب..
تو تایپم بودی
ولی یادته بخاطر
چیز بزرگت خیلی
خوب پیش نرفت
هاها آره یادمه
خیلی دوس دارم
باهات در ارتباط باشم
ولی بخاطر خانوادم نمیشه
فکرمیکردم این
تنها راهشه
آره قبول دارم
خیلی دلم برات تنگ شده بود
اما...
به هرحال همو
که دوباره دیدیم
خانوم
نمیخوام تو دردسر
بندازمتون
لطفا بیا شماره
همو داشته باشیم
ولی قول میدم من
هیچوقت اول زنگ نزنم
هروقت که خودتون بخواید
هیچ مزاحمتی براتون
ایجاد نمیکنم
اینو از صمیم قلبم میگم
ولی اینجوری تو
اذیت میشی
من حتی به دیدن
ماهی یکبارتم راضیم
ولی فقط به یه شرط!
اگه واقعا منو میخوای..
باید من تنها
مردت باشم
البته بجز شوهرت
باشه
با اجازه بانو
چاره ای نداشتم جز قبول کردن
نباید بزارم یه کلمه هم دربارم بگه
اگه قبول نمیکرد
قطعا میرفت به همه میگفت
با اینکه مدرک نداشت ولی شایعه بدی میشد
اون شب که جوری وانمود میکرد
انگار خیلی به من نیاز داره
ولی الان برام شرط و شروط میذاشت
باید منم طوری رفتار کنم که مثل اونموقع فکرکنه
خداروشکر که سادس
فقط تنها مردم اون باشه بجز شوهرم؟!
البته که چیزی نمیشه
اونو کنار خودم نگه میدارم
دهنشم میبندم
با تائه یونگ هم ارتباط میگیرم
اون که قرار نیست بفهمه یا همو ببینن
با این وجود بازم نگرانم
مردا وقتی حرفیو میزنن
فقط همون لحظه بهش عمل میکنن
نه اینکه دروغگو باشن ها
فقط بخاطر اینکه احساساتشون زود سرد میشه
قول میدم من
هیچوقت اول زنگ نزنم
هروقت که خودتون بخواید
هیچ مزاحمتی براتون
ایجاد نمیکنم
چی میشه اگه دوباره اتفاق بیفته؟!
سونوک من بدون تو
نمیتونم دووم بیارم
چرا نمیفهمی من
چی میگم؟؟ میگم نمیتونم
من الان یه
زن متاهلم
پس اگه اینجوره به شوهرت
و خانوادت دربارمون میگم
چی میشه اگه اونم بزنه سرش؟!
سونوک
کله سکسیا از چپتر 52 تا 59
این داستان نه مربوط به فصل اول میشه
و نه دوم! بلکه باید بخونید تا یجورایی داستان بیاد دستتون
مخصوصا این چپتر که پر از رمز و رازه
هرکی فهمید حتما کامنت کنه:)
ادامه دارد...
پایان

قسمت 58 - هرچیزی اونطور که فکرمیکنی نیست تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 59 - اون روز خیلی وقت پیش

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تفریحات سکسی تابستان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت