تفریحات سکسی تابستان قسمت ۱۰ از ۱۱۵۳۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳
آبجی من برگشتم
ععع!!
تائه یونگ خودتی؟
تفریحات سکسی تابستان
مترجم: LichKing
تائه یونگ
فکرکردم
دیگه نمیبینمت
نکنه منو
یادت نمیاد؟
خیلی نامردی
برو..برو!
نهه!
آره یونهی
مراقب خودت باش
یونهی؟
الان باید یادت بیاد؟
چرا فقط اونو بغل میکنی؟
منم چند روزی میشه ندیدمتا
تو یکی
خفه شو!
آبجی کجاست؟
رفت یه چند روزی
بوسان بمونه
درد
درد
این تازگیا زیاد اونجا میره
نکنه دوس پسرش اونجاس؟
اگه آره که خیلی نامرده
بهم نگفته
دلیلی نداره بهت بگه
من میرم سرکار
تائه یونگ بعدا میبینمت
بسلامت
یونهی خوشگل
شده ها
نه بابا هیچ پسری
گردن نمیگیرش
حتی حاضرم شرط ببندم
شلوارشو بکشی پایین
چیزش از مال ماهم بزرگتره!
ولی ممه داره انقدر
شاید چون زیاد پیشته نمیفهمی
وگرنه بنظرم باید پیش پسرا
محبوب باشه
چی بگم والا
شایدم واقعا محبوبه
ولی بخاطر ممه هاش
و خوشگلیش
تو اینجور فکرمیکنی؟
باشه هرجور
راحتی فکرکن
ولی اینم باید بدونی
که به پسرا علاقه ای نداره
و تا الان هرکی نزدیکش شده رو
بدون استثنا رد کرده
البته شایعس ها
ولی شنیدم لزبینه
یادمه دوران مدرسه
یه دوست صمیمی داشت
که خیلیم بهم نزدیک بودن
ولی الان حتی باهم
صحبتم نمیکنن
ت اینکه چند روز پیش
خود دختره همه چیو گفت
خلاصه اینکه همچین آدمیه
سعی کن زیاد باهاش از پسرا صحبت نکنی
وگرنه واس خودت مشکل میشه
راستی گفتی خوشگله
ازش خوشت اومده؟
نه بابا
فقط نسبت به بچگی
خیلی تغییر کرده
ای بابا اومدم
آبجیو ببینم
دیروزم خونه نبودم
حالا که نیس
من میرم پیش ایون سئو
توهم میای؟
نه
برو خوش بگذره
حتما الانم روکارن
یا شایدم
تریسام!
به هرحال دوکگو آدم خوشتیپ
قد بلند و هیکلیه
به خودت بیا
الان وقت مسخره بازی نیس
هروقت وارد یه
دانشگاه خوب شدی
اونوقت میتونی با هر
دختری که دلت میخواد باشی
پس کو؟ من حتی جقم نزدم
که نکنه یدفع مانع موفقیتم شه!
اگه بخاطر درس خوندن اینجارو ترک نمیکرد...
اگه مثل دوکگو بدون هیچ استرسی اینجا زندگی میکردم...
باعث میشد الان خیلی بهتر از اون باشم
بعد ایون سئو
یهو اومد بالاسرم
شهر عجیبیه
عاشق ایون سئو شده بودم
چون بنظر میرسید دختر آروم و ساکتیه
ولی همون دختر درواقع داشت
ازم سو استفاده میکرد
با این وجود حتی
الانم بیشتر دوسش دارم
ولی آخه چراا؟؟
نکنه دیوونم؟
لعنتی!
کیرم بدجور
شق کرده
ولی الان دیگه
رل رفیقمه
آره مامان
چرا دیروز بهم
زنگ نزدی؟
ببخشید با دوستام بیرون بودم
یادم رفت
معلم دبستانتو یادته؟
خیلی بهت اهمیت میداد
آره یادمه
باهاش حرف میزدم
بعد بحث تعطیلات و اینا افتاد
گفتم پسرم اونجاس
گفت که دوس داره ببینت
شمارشو واست میفرستم
بهش یه زنگ بزن
و اگه تونستی حتما یه سرم بهش بزن
باشه
فکرمیکردم رفته باشه
پس دخترشم باید اینجا
مشغول به تحصیل باشه
منکه کاری ندارم
شاید امروز رفتم ببینمش
هی میا
بیرون کار نداری؟
امروز آب و هوا
خیلی خوبه
چرا؟ میخوای منو بفرستی
دنبال نخود سیاه تا بتونی
راحت سکس کنی؟
برید تو اتاق
برام مهم نیس
مطمئنی؟
هاهه
هاهه
عاااااحح
هاهه
هاهه
خیلی آزاردهندس
یعنی باید ازهم
جداشون کنم؟
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 10 - نمیتونی داشته باشیش تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 11 - شروع تعطیلات تابستانی

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تفریحات سکسی تابستان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت