تفریحات سکسی تابستان قسمت ۵۱ از ۱۱۵۳۶ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶
قسمت پایانی فصل اول
مثل اینکه هنوز نفهمیدی
چقدر دوست داشتم
من فقط میخواستم با تو باشم
ولی تو همش با ووک
و دوکگو میگشتی
برا همین ازونا متنفر بودم
ولی الان هممون
باهم دوستیم
تفریحات سکسی تابستان
مترجم: LichKing
فکرمیکردم از
پسرا بدت میاد
?
هاهاهاها
نه اینکه کلا
از پسرا بدم میاد
فقط میدونم بیشتر پسرایی که
به من شماره میدن، درواقع همشون
فقط منو برا یه شب میخوان
دوره زمونه ای شده
که همه بکن دررو شدن
آها
اون پسره..
?
مطمئنی که فقط باهاش دوستی؟
خودمم نمیدونم
اولش فکرمیکردم
میتونیم فقط دوست باشیم
اگه بهش حس داری
باید بهش بگی
نه بابا من هنوز تکلیف
زندگیم مشخص نیست
نامردی نکنی سر به ما نزنی
در اسرع وقت هم
با دوکگو آشتی کن
باشه شبت بخیر
بخاطر توهم هست
اگه یادت باشه هروقت
تورو میدیدم دامن پام بود
با اینکه خودم زیاد خوشم نمیومد
جمع پسرونس
برو دنبال بازیت
نمیخوام!
د برو دیگ
نمیرم!
اون از من خوشش میومد
و من نمیدونستم
ولی من بهش فقط به
چشم یه دوست نگاه میکردم
الان که با اون پسره دوسته
حس اون پدریو دارم
که روز عروسیه دخترشه!
فکرکنم خوابیدن
تو به خواست خودت
وارد دانشگاه شدی؟
البته
لااقل میتونستم بهش دروغ نگم
حالا چی میشد اگه بفهمه منم هیچ
برنامه ای واسه زندگیم ندارم
شاید بخاطر الکل بود
لعنتی دوباره نه!
از خونه من
گمشو بیرون
چرا باید برم؟
من که کار اشتباهی نکردم
چی؟!
تو فکرمیکنی من به
پسرت خیانت کردم
ولی من شب رو بیرون موندم
فقط برا اینکه حال و هوام عوض بشه
اینا همش خیالات خودته
اصلا مدرکیم داری؟
ولی من دارم
کی فکرشو میکرد
تو که این همه ادعات میشه
توزرد از آب دربیای
خیلی دوس دارم بدونم
اگه هرکی بفهمه چه واکنشی نشون میده
به خصوص پسرت
بزار من برات میگم
اول اینکه از اون زنیکه
جنده پول پرست که سعی داشت
یه پیرمرد 70 ساله رو اغوا کنه
به یاد میشه
حالا باز انتخاب
با خودته
که کی گورشو گم کنه
من تموم توهین هارو تحمل کردم
خودمو کنترل کردم و صبور بودم
تا جزئی از خانواده بزرگت باشم
ولی معلوم شد توهم
مثل خودم آشغالی
20 سال عمرم تو این
خونه تلف شد
من خر بودم که رابطم با دائه گیون رو تموم کردم
وگرنه میتونستم درکنار ازدواجم، رابطم با اونم حفظ کنم
سعی میکردم از زندگی کسی
الگو بگیرم که اصلا وجود نداشت!
میتونستم همه چیزو مال خودم کنم
از شهرت این خانواده گرفته تا دائه گیون
کاری که هر دختری
جای من بود میکرد
حالام باید این 20 سال عمر
هدر رفته رو جبران کنم
میخوام به روزایی برگردم که
دائه گیون رو از زندگیم حذف نکرده بودم
عااه!
اوفف سونوک
درسته دیگه دائه گیون نیست
ولی پسرش تائه یونگ که هست
یونهی
من انقدری خوب کارمو بلدم
که کاری کنم نتونه ولم کنه
ولی قبلش میخوام از پیش غذام لذت ببرم
بریم که شروع طوفانی داشته باشیم
برای فصل دوم
حتما نظراتتونو برامون کامنت کنید:)
.پایان فصل اول.
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 51 - پایان فصل اول (خود واقعیتو نشون بده) تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 52 - اولین باری که واسم ساک زد

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تفریحات سکسی تابستان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت