تفریحات سکسی تابستان قسمت ۴۷ از ۱۱۵۴۰ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰
تفریحات سکسی تابستان
مترجم: LichKing
حس عجیبی داره
معرفی میکنم
میا و ایون سئو
سلام
ما که همسنیم
لازم نیس انقدر
رسمی باشی
آره..
ولی به عنوان یه دوست
زیادی خوشگله
البته اونی که کنارشه
هم نازه ولی..
چیزی بین اون دوتاس؟
جو بینشون اذیتم میکنه
جدی با تائه یونگ همسنی؟
بهت میخوره بچه دبیرستانی باشی
خب دوکگو قدبلند و هیکلیه
اصلا کسی مثل من
باهاش مقایسه نمیشه
باورم نمیشه تو از
دانشگاه ملی سئول باشی
خیلیه ها
واقعا بهت افتخار میکنم
راستش بهشون حسودیم میشد
از اینکه دوستای دبیرستانیه همن
و طبیعیم هست انقدر بهم نزدیک باشن
ولی یکی مثل من جز حسرت خوردن
و تماشا کار دیگه ای نمیتونست بکنه
با این وجود که تو بهترین
دانشگاه کره هم بودم
ولی اینکه میفهمیدم
سواد و استعدادم
به هیچکارم نمیاد
زورم میومد
از همون دقیقه اولی
که میا رو دیدم
به نظرم یه جنده اومد
درحالی که ایون سئو
خانم و زیباس
ولی هنوزم که هنوزه
نتونستم از ذهنم بیرونش کنم
مو کوتاه کردی؟
آره سر راه
رفتم سلمونی
کلک میخواستی
برا من خوشتیپ کنی؟
نه بابا برا
دل خودم
با این وجود حتی دوکگو هم
نتونست بدستش بیاره
عه پس حیف شد
چون داشتم راضی میشدم
به هرحال ما دوستیم
دختری با اعتماد به نفس
که با همه مردای دوروبرش
بازی میکنه
هربار مثل یه طعمه رفتار میکنه
طوریکه انگار میخواد گیر یه شکارچی بیفته
دستاتو ببر اونور!
هاهه
گرفتن
لرزیدن
با دخترای همسن
خودش فرق میکنه
با اینکه ممه هاش
کوچکتر از مال معلمه
ولی خوب بزرگه
دیگه نمیتونم!
چیکار میکنی؟؟
خیلی سفیده
کص به این صورتی
ندیده بودم
این چرا انقدر
بزرگهههه؟!
انگار دستشو تا بازو
کرده توم
یواش یواش
خیلی درد داره
شل کن
عااییی!
عااه
عااااح
هوفف
هوفف
عااح
هوفف
هوفف
مامان من میرم خونه دوستم
فردا برمیگردم
آخر هفتس
نمیخوای دوس دخترتو ببینی؟
خیلی وقته زنت فوت کرده
لازم نیس انقدر محتاط باشی
برو ببینش یا دعتوش کن بیاد اینجا
الان..
به ممه های من
زل زده بودی؟
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 47 - چهره واقعی او تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 48 - خونه دوتا دختر

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تفریحات سکسی تابستان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت