تفریحات سکسی تابستان قسمت ۱ از ۱۱۵۴۵ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵
قسمت اول
کره تو این داستان
در دنیای موازی قرار داره
برا همینم تاریخ و فرنگ و جغرافیای
متفاوتی با کره واقعی داره
بوسان - سال 1998
وااااوو!
ساحل لختی هائیوندا
بوسان بینظیره
شنیدم از وقتی یه
استان خودمختار شده
خیلی آزادی اومده توش
ولی در این حد
انتظار نداشتم
اوففف
هومم
هوممم
آهه
چیزی نمونده
تا رسیدن کشتی
فکرکنم الان
رسیده باشه
لعنتی دیر کردم
تفریحات سکسی تابستان
مترجم: LichKing
از سئول تا بوسان
با قطار 6 ساعت راهه
و یک ساعتم روش
با کشتی از بندر میپو
تا زادگاهم اویدو
ده سالی میشه
به زادگاهم نرفتم
10 سال پیش
معلم..
تائه یونگ تو
مدرسه بچه خوبیه؟
البته
نمراتش همیشه عالیه
با توجه به سنش خیلی باهوشه
همینجوری ادامه بده
مطمئنم یه روزی
پروفسور میشه
پروفسور !
بعد طلاق مادرم برا فرار
از زندگی قبلیش اومد این جزیره
ولی حرفای معلم باعث شد
که نظرش عوض شه و باز برگرده شهر
خلاصه دوره نوجوانی
خیلی سختی داشتم
تیزهوشان
آکادمی زبان
آکادمی خصوصی
مطالعات ویژه
آکادمی ریاضی
کلاس های زبان
زبان برتر انگلیسی
زبان فارسی
ریاضی هوشمند
بعد سال ها تلاش تونستم
تو یکی از بهترین
کالج های سئول قبول بشم
دینگ
تائه یونگ دلم
برات تنگ شده
چطوره تابستون امسالو
بیای اویدو؟
تو کی؟
اگه بیای میفهمی
مامان..
میشه تابستون امسالو
به اویدو برم؟
آره عزیزم
ووک که خیلی
شیطون بود
دوکگو که کوتاه قد بود
باید غذاتو بخوری
تا مثل تائه یونگ
قد بکشی
نوموخوام
و یونهی که بالای تپه زندگی میکرد
و همیشه پیشمون بود
چرا افتادی دنبالمون؟
ما همه پسریما
چون دوس دارم
دلم برا همشون
تنگ شده
یونهی
دوکگو
ووک
یادمه جزیره فقط
یه مدرسه ابتدایی داشت
یادت نره تابستونا
بهمون سر بزنی، باشه؟
فکرکنم خیلی دیر اومدم
ولی فکرمیکردم یکی از اونا
اون پیامو برام فرستاده باشه
فکرنمیکردم توریست
بیاد اینجا
با این وجود هنوزم اینجا
خیلی تغییر نکرده
حتی مدرسه ای که میرفتم
هنوزم سرجاشه
و این جاده ای که همیشه
بعد مدرسه پیاده روی میکردیم
ساحل مخفی من و دوستام
که کل روزو اینجا وقت میگذروندیم
باید اول یچیزی بخورم
و یجا واس شب موندن
پیدا کنم
عاشق اینجام..در مقایسه با شهر
خیلی قشنگ و آرومه
حتما توریست هام
واس همین میان اینجا
بوسان عالیه
پشمام!
فرسام؟؟
اشاره*
الان چی دیدم؟
سه نفری تو روز روشن
ریختن سر یه زن بدبخت
نمیخورد تجاوز
و اینا باشه
باورم نمیشه
بدتر اینکه اون یارو
داشت بهم اشاره میکرد
بیام جلو نگا کنم؟!
یعنی اگه برم اونجا..
برا منم یه ساک میزنه؟
با اینکه دوس دارم برم..
ولی اگه یهو یکی ببینتم
و منو بشناسه چی؟
تو همون
تائه یونگ نیستی؟
فکرنمیکردم انقدر
منحرف باشی
پسر خانم هیجا
که خیلیم باهوشه
و تونسته تو بهترین
کالج شهر قبول بشه
اوففف
عاااااح
بکن محکمتر
هاههه
هاهه
هوففف
وانمود میکنم
چیزی ندیدم
فکرمیکردم سفید پوسته
بخاطر هیکلی بودنش
ولی اونم که آسیاییه
چرا زل زده به من؟
چون نگاشون کردم؟
هی!
تو تائه یونگ نیستی؟
تائه یونگ پارک
بابا منم دوکگو
یادته؟
دوکگو همون
پسر قدکوتاهه؟
یعنی تو..
دوکگویی؟!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 1 - ساحل لخت ها تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 2 - بیست سال باکرگی

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تفریحات سکسی تابستان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت