تفریحات سکسی تابستان قسمت ۲۸ از ۱۱۵۳۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹
چخبره اینجا؟!
اون دختر خوشگله
کیه کنارش؟
مگه به من نگفت
دوس دختر نداره
پس چرا باید با یه دختر
همچین شوخی های کثیفی بکنه؟
خشم
خشم
شت! ترمز
کار نمیکنه
حسادتش به اوج رسیده
داره هممونو
بگا میده!
اعتماد بنفسش
مثل بورس ایران میمونه!
اضطراری!
فرمانده صورتش
از شدت سرخ شدن
درحال منفجر شدنه!
فقط سه ثانیه
تا انفجار
آروم باش
سعی کن
خنکش کنی
حالت چهره
لبخند رو فعال کن
خوش میگذره؟
آ.آره
اون کیه؟
آها راستی درباره
تدریس خصوصی بهت
نگفته بودم؟ من الان
معلم خصوصی دختر معلمم!
آهان!
از ملاقاتتون خوشحالم
منم اومدم پیاده روی
خوبه
خب دیگه من برم
فردا میبینمت
باشه بسلامت
چه باکلاس بود
شرط میبندم دخترشم خوشگله
آره ولی بچس
با اینکه منو با یه دختر دید
ولی اصلا به روی خودش نیاورد
پس حدسم درست بوده
اون شب هیچ معنایی
براش نداشت
مگه نگفت من
اولین تجربشم؟
ولی کاملا مشخص بود
که اون دوس دخترشه
فقط منو خر فرض کرده بود
اصلنم راست گفته باشه
آخه چطور میتونه
بعد وقت گذروندن با من
با اون دختره بره بیرون؟
یعنی فقط از روی
دلسوزی با من خوابیده؟
یا شایدم رفت
با دختر دیگه ای
چون من به اندازه کافی
نمیتونم راضیش کنم
حتی حاضرم شرط ببندم
موقعی که با من انجامش میداد
تو فکر رلش بوده
آخه چقدر من بدبختم
اینم که وقت و بی وقت
همش راسته
کاش حتی یلحظه هم شده
با اون دستای نرمش لمسش کنه
یا اون روز که کردم
لاپاش حس معرکه ای داشت
خب همین فکرارو
میکنم که کیرم
نمیخوابه
خیسی
ولی من که همچین آدمی نبودم
آخه اینا چه فکرایه سمیه من میکنم
بازم که راسته
چیزیشه؟ ولی
من که لمسشم نکردم
خودمم نمیدونم
چه مرگشه
نکنه دنبال بهونه ای
که با من انجامش بدی؟
ههه تو چشمام نگاه کن
راستشو بگو
فکرنمیکردم انقدر
منحرف باشی
تائه یونگ
فشار
راستشو بگو واقعا میخوای
باهام سکس داشته باشی؟
آره
ولی..
کاریو که نتونم
مسئولیتشو بپذیرم
انجام نمیدم
ای بابا اگه
گردن میگرفتی
انجامش میدادیم
تائه یونگ
دوس داری با
من قرار بزاری؟
الان چیشد؟!
یکدفعه کلی چیز تو ذهنم مرور شد
خب یه دوس پسر پیدا کن
بنظرم رابطه جز وقت هدر دادن
چیز دیگه ای نداره
بعدشم وقتمو از سر راه نیاوردم
که برا یه نمک نشناس تلف کنم
ولی میتونی از جنبه های
مثبتش هم نگاه کنی
مثلا دوس پسر همیشه هواتو داره
اولا که جنبه های
مثبتش از منفیش کمتره
درضمن منکه نمیخوام
ازدواج کنم
پس الکی قرار گذاشتن و اینا
فایده ای نداره
چه بسا عاشقم بشی
دیگه برا خودت سخت میشه
کاری با حرفاش ندارم
ولی اینکه یکی مثل میا
دوس دخترم بشه از سرمم زیادیه
ولی چرا دوکگو نه؟!
اونکه نسبت به من خیلی خوشتیپ تره
میدونستی دوکگو
عاشقمه
الان چی بهش بگم؟
نمیخوام دوکگو رو ناراحت کنم
یچیزی بگو
هرچند اونم ایون سئو رو داره
باشه
ووک نمیاد؟
نه دیر به خونه میاد
نکنه دوس دختر داره؟
به هرحال هم
جوونه و هم جذاب
الانم که تابستونه
قطعا داره عشق و حال میکنه
توهم حواست
به خودمون باشه
هاهه
هاهه
ماهم میتونیم
از کنار هم بودن
بیشتر لذت ببریم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 28 - احساس حقارت تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 29 - سوراخی که دوستم ازش بیرون اومد

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تفریحات سکسی تابستان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت