9
ببینیم هنوزم
اوکی هستی یا نه؟
هه هه
خب...
تا الان که...
واکنش مردمک
چشمت خوبه
زندهست
درخت
اسرارآمیز
ولی ممکنه
خطری شه
گوش بده
اگه نمیتونستی نفس
بکشی با دستت دو
تا ضربه بزن
اگه خواستی محکمتر
تلمبه بزنم چهاربار
ضربه بزن
فهمیدی؟
احتمالاً
فهمیده
دو بار؟
چهاربار؟
اگه بیشتر از
اینا بزنه...
یعنی میخواد محکمتر
تلمبه بزنم، درسته؟
خودشه...
محکمتر...
چی...؟
واقعاً...
واقعاً جندهست؟
چشاش سفید شده
و گیج میزنه ولی
میخواد محکمتر بگامش
دیگه خودمم
ترسیدم...
اوهو
اوهو
هی... خوبی؟
اوهو
اوهو
هااا
زودباش به کصم...
یکم آب و غذا برسون
آااه...
این عجب جندهایه!
رسماً رد داده
واقعاً؟
پس برگرد
زودباش به کصم...
یکم آب و غذا برسون
حالا دارم با
خود واقعیش سکس میکنم
این جنده...
واقعاً داره
حال میکنه
دردم گرفت
نوک ممهم
آخ
اوخ
داری میکنیشون
فکر کنم
قبلاً گفتم...
نباید واکنشات...
مصنوعی باشه
انگار دارم کتاب
زبان میخونم!
کتاب زبان
یادمه
بهت گفتم
اینکارو نکن!
آیییی
اوووه...
خوبه که
بالاخره...
صداقتُ تو
چهرهت میبینم
درسته؟
آااه...
وایسا ببینم
نکنه این جنده از
عمد اون حرفُ زد...
تا من اینجوری
تنبیهش کنم!؟
فاک...
بازی خوردم
اینجوری
نمیتونم ببخشمش
میتونم بریزم
توت، آره؟
نه...
خفه شو...
منم که تصمیم میگیرم
زودباش به کصم...
یکم آب و غذا برسون
اوووف
بهم توپ باروری
هم میدی، آره؟
حالا باید
چیکار کنیم؟
یکم همینجوری بمون
میخوای چیکار کنی؟
وایسا...
زودباش به کصم...
یکم آب و غذا برسون
اینجوری نمیتونم
تکون بخورم
بهتره زود گره
رو باز کنی
وگرنه...
ممکنه یکی بیاد
ببینتت
زودباش به کصم...
یکم آب و غذا برسون
پ.ن: دوست داره
درکونی بخوره
ها...؟
مسخرهبازی درنیار
بازم کن!
نمیدونم!
زودباش!!
الفرار!
هی!!
بعدش شنیدم قبل اینکه
کسی بیاد خودشُ باز
کرده...
ادامه دارد...