30
میای...
نزدیکتر؟
چی!؟
تو پارتنر
سیونی؟
ها!
تو دوست
پروفسوری؟
دینگ دانگ دنگ
اسم شکارم هست
میوهی ستارهای و اسم
واقعیم بیوله
من نائب رییس
گروه شکارچیانم!
باشه...
شنیدم لی سونگهانُ
شکست دادی؟
آره
خیلی فک
میزنه
پاهات درد میگیره
لطفاً بشین
خیلی حساسی، نه؟
خداروشکر سیون
یه پاتنر واسه خودش
پیدا کرد
سیون که همهی
خواستگاراشُ رد میکرد...
بخاطر تو داست
جلوم زانو میزد
خب، هرچند بخاطر
تو تونستیم جون کلی آدمُ
نجات بدیم
واقعاً پروفسور
زانو زد؟
میخوای جزییاتشُ بدونی؟
نه! نمیخواد!
نمیخوام آبروش بره
خیلهخب، راستش
اومدم اینجا یه
چیزی ازت بخوام
چی؟
اون درختی که تو
زیرزمین شاخهی 42
بود...
چیزی راجبش میدونی؟
شاخهی 42؟
احتمالاً هنوز هیچی
راجبه این نمیدونی، بیا
این...
مدارک فوق محرمانهست؟
وقتی خوندمش متوجه شدم
راجبه تشکیلات لی سونگهانه
گل، تشکیلاتی که هدفش
نابودی درخت زندگیه
لی سونگهان یکی از اعضای
این باند جنایتکاره
همچنین یکی از منابع
اصلی مالی تشکیلات گل
درحال حاضر درخت زندگی
نمیتونه از همهی قدرتش بهره ببره
ولی... تو اجازه داری
اینا رو به من نشون بدی؟
خب چون تو
پارتنر سیونی...
بیخیال... برگردیم
سر موضوع اصلی
تو چیزی راجبه
اون درخته میدونی؟
فکرنکنم
ولی اون درخته
اسم تو رو صدا میزد؟
من؟
واقعاً هیچی
نمیدونی؟
خب، مشکلی نیست
چون کاری که ازت میخوام
ربطی بهش نداره
آوردیمش زیرزمین
همینجا
دوست داری
باهاش حرف بزنی؟
با من اصلن
حرف نمیزنه
قضیه بوداره
اینجوری نباش
ازم میخواد با یه درخت
حرف بزنم... اینا دیوونهان
من...
بهت پول میدم!
دخترهی بی حیا...
بهم پیشنهاد پول میده!
اینقدر...
فقط یه میلیون؟
کص گیر آوردی؟
اگه همینقدر پول
داری پیشنهادتُ
رد میکنم
این یعنی 10 میلیون خره!
نه، این پیشنهادُ
نمیشه رد کرد
10 میلیون، فقط واسه
حرف زدن...! حاضرم
باهاش مناظرهی انتخاباتی
هم بدم!
پس بیا بریم
آه؟
باشه! بریم!
باشه...
دنیا هنوز از وجود
این درخت مطلع نیستن
نمیدونم قدرتاش
چی هستن
چی راجبش
میدونی؟
هیچی
واسه همین از تو
خواستیم باهاش حرف بزنی
با ما اصلن
حرف نمیزنه
رسیدیم
پایین ترین
طبقه ساختمونیم
این همون
درخته
شانس به همرات
تو میری؟
آره! من میرم
فیلم ببینم
من تا حالا جز با
اون هولوگرامه با کس
دیگهای حرف نزدم!
این درخت معلومه
هنوز درخت زندگی نشده
اون به کنار...
باید راجبه چی
باهاش حرف بزنم؟
سلام... چقدر
پول بیمه میدی؟
امکان نداره
جواب بده
صدامُ...
میشنوی؟
میشنوی؟
حرف زد!
تو...
آه!
سلام؟
سلام...
تو کی هستی؟
من کی هستم؟
نمیدونم
از وقتی به دنیا
اومدم اونجا بودم
منظورت
زیر زمینه؟
آره، فقط
اونجا بودم
تو یه درخت
زندگی هستی؟
درخت زندگی؟
درخت زندگی چیه؟
خب... درخت
زندگی... آاا...
بیخیالش
چطور بگم؟ یه
حرومزادهست که
همش تهدیدم میکنه
اونم با جونم
آدم بدیه
انتظار داشتم یه غول
بی شاخ و دم ببینم چون خدای
یه فرقهی فیکه... ولی نرمال بنظر میاد
نمیدونم چشمامُ
به کجا بدوزم
میشه اسمتُ
بهم بگی؟
من لی
سیهونم
چه اسم
قشنگی
ولی انگار
بدجور آسیب دیدی؟
چیکار میکنی؟
بدجور آسیب
دیدی...!
هر بار این
بخار میخوره به بدنم
یجورایی زخمام
بهبود پیدا میکنن
اوه...
زخمام...
محو شدن!
نمیدونم چجوری ولی
انگار شفام داد!
واو... پس تو
خوبشونی!
هه هه... این حداقل
کاریه که میتونم واسه
اولین کسی که تونستم
باهاش حرف بزنم بکنم
میشه بذاریم زمین؟
فکر کنم دیگه
خوب شدم
از اولین لحظهای که
دیدمت برام جالب بودی
ها؟
دوست دارم بدونم
امواجمون چجوری با
هم جور درمیاد؟
تو همون شوهری هستی
که بهشت برام فرستاده؟
چی؟ هی، هی!
ها...؟
هی! ولم کن!
چی!؟ نمیتونم تکون بخورم!
تو خیلی کیوتی!
وایسا ببینم!
نگو که...
این بدن
ورزشکاری...
قراره بهم
تجاوز شه؟
نه
ترجیح میدم
بمیرم!
کاری میکنم حال
کنی شوهر جونی
به این نیازی نیست
برات درش میارم
این کیر شوهرجونیمه!
شیطان شهوتی
حتی تو همچین
وضعی هم شق کردم
انتظارشُ داشتم
شوهر جونیمم حسش
مثل منه
همش بخاطر اون
بیماری شیطان شهوتیه
میتونم اینکارو
بکنم، نه؟
چطوره؟
حال میده؟
نه...! اگه اونجوری
سرشُ بماله...!
وایسا... بس کن!
من متاهلم!
دروغ نگفتم
نباید اینکارو کنی
ها
پس بهت
تجاوز میشه!
فاک!
ادامه دارد...