قسمت 58
چی گفتی؟
بادیگارد
پس...
میخوای دوچان
رو با خودت ببری؟
آره، یه سفر
سه روزهست
هممم
چیزی شده؟
بیا کنارم بشین
من فقط ازتون درخواست
دارم که اجازه بدین بادیگاردم
توی سفر همراهیم کنه
حرفای دیگهای هست
حفاظت از یه نفر توی
یه مکان خصوصی مثل هتل
یا خونه یه موضوع متفاوته
تا حفاظت از یه شخص
توی مسافرت
تو یه سلبریتی درجه یکی
همه تو رو میشناسن
میشه برامون
چای بیاری؟
باشه خانوم
اوه
آااخ
کابوس بود،نه؟
عجب کابوس کسشری بود
دیرم شد! بازم
قراره عمرم رو بگاد!
از جلو اونقدرام
خوشگل نیست
این رو بخون لطفاً
این پروسهی امنیتی
حفاظت در محیط بیرونه
فکر نکنم لازم باشه
باید بخونیش
لطفاً مشخص کن کجا میخوای بری
بهت وقت میدم
تا با دقت بخونیش
هویا چیکار
کرده...؟
گفت میخواد بادیگاردش
توی سفر همراهیش کنه
هممم
چون مشتری ما هستین
بهتون اطلاع دادم
درخواستش رو رد کنم؟
اون خیلی کله شقه
اگه ردش کنی خودش
یه راه دیگه پیدا میکنه
اون حرومزاده احتمالاً بازم
دنبالش میره، پس قبول کن
ها؟
خانوم هوانگ؟
دوچان!
واسه چی
اومدین اینجا!؟
نمیتونستم دیالوگا رو
حفظ کنم گفتم اگه فضا
عوض شه شاید کمک کنه
فهمیدم
ایشون مهمون رییسه!
برو به کارت برس!
کثافت
میتونی بمونی
به هرحال ایشون
مشتری دوچانه
صندلی عقب راحتتره
من ترجیح میدم مناظر
رو از صندلی جلو تماشا کنم
فهمیدم
من برای یه سفر
کاری سه روزه نیستم
کجا میری؟
یه کار ناتموم دارم
جان؟
تو یه کارت برس
واو، عجب جای قشنگی
خیلی وقت بود
دریا رو ندیده بودم
کجایی؟
بیا، این یه هدیهست
از حالا فقط توی تلگرام
بهم پیام بده
میدونی...
هممم
من یه فانتزی دارم
فانتزی؟
کمکم میکنی به
حقیقت بدل شه؟