قسمت 19
شوهرت اگه بفهمه
خیلی عصبانی میشه
احتمالاً چند نفری
رو میفرسته سراغ من
یه ساعت پیش
چراغا رو خاموش کردم
فکر میکنه خوابم
تو اخراج شدی
اون مرتیکه که مثل
سایه دنبالته دیشب
نزدیک خونهی من بود
شوهرت مشکوک شده
ولی مدرکی نداره
فکر کنم به خیال خودش
قبل اینکه اتفاقی بیفته
خواست از شر من راحت شه
وییررر
میهی
....
خیلی تاریکه
نمیشه دریا رو دید
نیومدم دریا
رو تماشا کنم
جان!؟
پس اومدی چیز
دیگهای رو ببینی؟
آره
*نگاه میکنه*
اونجا رو ببین
اوه!
اومدی هواپیماها
رو نگاه کنی؟
آره، اینجا بود
که رفتن پدرم از
کشور رو تماشا کردم
*نگاه میکنه*
میخوای سکس کنیم؟
نه!
میدونم تو فقط
میخوای باهام
سکس کنی
حس میکنی تنهایی
و میخوای تمام چیزای
بد رو فراموش کنی
الان داری نقش
آدم خوبا رو
بازی میکنی؟
پس چطوره
بوسم کنی؟
یه بوس
کوچولو
*بغل*
سکس... میتونه
کاملاً یه چیز فیزیکی باشه
میتونی بخاطر پول یا
لذت با یه غریبه همبستر شی
ولی بوسه...
چیزیه که مختص
عاشقاست
حتی یه بوس کوچولو
میتونه نشونهی احساسات باشه
این زن به من حس داره
فکر کردم
نمیخواستی
نظرم عوض شد
حاضرم برای
خوشحالیت هر
کاری بکنم
عجب بادیگارد
وفاداری
وظیفهی یه بادیگارد
اینه که خواستهی مشتریشُ
در اولویت بذاره
ولی من دیگه
مشتریت نیستم
هنوزچند ساعتی
از قراردادم باقی مونده
جدی؟ پس باید
نهایت استفاده رو
ببرم
عووم
هاا...
هاه
فاپ
فاپ
عوومم