بادیگارد میلف قسمت ۱۴ از ۶۳۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
قسمت 14
این اینجا
چه غلطی میکنه؟
یعنی به من
شک کردن؟
پنج سال قبل
هااع
کی ازدواج
میکنیم؟
قرار شد بهار
سال آینده ازدواج کنیم
نمیشه بندازیمش
ماه دیگه!؟
منظورت چیه؟
بهار سال آینده
خیلی دیره
خخخخ
جدی میگم
تو خیلی سکسی
و هاتی مینهی
نمیخوام یه
مرد دیگه تو رو
از من بدزده
تعریف
قشنگی بود
مخصوصاً اینجات
اینجام؟
کصت
کصت اونقدر کردنی
و خوشمزه‌ست که اگه
یه روز نکنمت دیوونه میشم
این دیگه
چه حرفیه!
پاهاتُ دور
کمرم قفل کن
دارم میام
آایی
مراقب باش!
استراحت کن و
به حرفایی که زدم
خوب فکر کن
با بابام
حرف میزنم
خدافظ!
آه!
هی، چرا وسط
خیابون وایستادی؟
خیلی خطرناکه
آع!
هاا...
هاا...
هاا...
پوپ پوپ پوپ
از فرم انداختیش
چرا اینکارو میکنی؟
چه خصومتی با من داری؟
ما که تازه امروز همدیگرو دیدیم
درسته
ولی تو چیزی داری
که من میخوامش
و ازت میگیرمش
چی!؟
مینهی وو
ازش جدا شو
امکان نداره
چه بلایی
سرت اومده؟
چرا اینجوری شدی؟
با ماشین
تصادف کردی؟
بیا از هم جداشیم
اینطوری مردی که عاشقش
بودمُ از دست دادم
پایان

قسمت 14 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 15

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی بادیگارد میلف
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت