قسمت 49
باید چندتا مشت بهم
بزنی تا آقای بانگ بهت شک نکنه
دوچان!
عوخ
عقلتُ از دست دادی؟
عاع
باورم نمیشه از جانگ
خواستی بزنتت، خیلی قویه
آره
آره، فکر نمیکردم محکم بزنه
الان پشیمونم
ووآع!
کل روز میخوای روی
زمین دراز بکشی، بلندشو
یه چیزی روی گونهت بذار
آخ
میتونم چند دقیقه
همینجا بمونم؟
تو...
دیگه زیادی
تحملت کردم
اگه چیزی که میخوام
رو به دست نیارم
کارت تمومه!
مینهی چی شد؟
خونهست!
همم
من حلش میکنم
تو میتونی بری!
بله رییس!
دیگه از دوران اوجش فاصله گرفته
مثل قدیما تیز و بز نیست
عاخ
یکم مرد باش
چرا چشمات رو بستی؟
بخاطر درد نیست
تو داری حشریم میکنی!
اونقدر نزدیکم شدی
که میتونم عطرت رو
استشمام کنم!
بدتر اینکه...
وسط کص لیسی
مزاحمم شدی
الان این برام
مثل شکنجهست!
آع!
این چرا بالاست؟
چیکار میکنی؟
داشتی راجبه من
فکرای بد میکردی،نه؟
این یه واکنش طبیعیه
من کنترلی روش ندارم
که طبیعیه؟
درسته، طبیعیه وقتی یه
زن خوشگل مثل من میبینی
شق کنی ولی...
هنوز از آزمون
سربلند بیرون
نیومدی، یادته که؟
میدونی که اگه بخوای
جلوی مشتریامون کنترل این
آقا کوچولو رو از دست بدی
از کارت اخراج میشی
شاید نتونم بدنم رو
کنترل کنم ولی روی
خودم کنترل کامل دارم
که اینطور؟
آره!
فکر نکنم درست باشه
این چطوره؟
امروز تا سرحد مرگ
تحت آزمایش قرار میگیری
یعنی الان؟
آره!
آع!
آااع...چقدر بزرگه!؟
آقای جانگ؟!
هرخواستهای که
داشته باشم رو
قبول میکنی؟