بیا باهم باشیم قسمت ۶۳ از ۱۰۹۱۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳
قسمت 63
دارین چیکار
میکنین؟
ما...
خیلی ببخشین
فوراً لباس بپوشین
چه فکری کردین توی
بیمارستان از این کارا میکنین؟
آره عزیزم
نه، نیاز
نیست بیای
روز بعد
چقدر شرم‌آور بود
همه‌ی کسایی که
تو بیمارستانن باید تا
الان شنیده باشن، نه؟
وقتی بخوام
بخیه هامو بردارم
چیکار کنم؟
مشکلی
پیش نمیاد
ببخشید
فقط یه بار دیگه
قراره خجالت زده بشم
تو چرا عذرخواهی میکنی؟
هردوتامون دیوونه
بازی کردیم
بیا بریم
بنظرت برای باز
کردن بخیه هام میتونم
برم یه بیمارستان دیگه؟
نه، نمیتونی
جدی؟!
کِی بود؟
عمم
پنجشنبه قبل
وااو!
کی بود؟
با کی سکس
کردی، ها؟
هیسس!
بلند حرف نزن
نمیتونم بگم
کی بود...
همینُ بدون
سکس کردم
اوه
چی بهت گفت؟
قراره با هم
قرار بذارین؟
هاه..نه؟
چی؟؟ پس با
اینکه میدونستی
قرار نیست با هم
باشین باهاش خوابیدی؟
تو هم قبل از اینکه
با جاسیک اوپا وارد رابطه
شی باهاش خوابیدی
اون فرق داره
درضمن ، من توی یه
رابطه‌ی دیگه بودم
پس اگه قرار نیست
با هم قرار بذارین
میخوای تمومش کنی؟
هاه
اگه ندونی چی میخوای
توی دردسر میفتی
تبدیل میشی به
یه دوست بامزیت
میدونی دیگه!؟
اوه خدا ، تو خیلی
ساده‌ای دختر
واقعاً عاشقش شدی
دوست با مزیت؟
من دراز میکشم
باشه
کیونگهو
چیه؟
مرسی که...
مراقبم بودی
منظورت چیه؟
وظیفمه
تو دوست
دیگه‌ای نداری
چی!؟ معلومه
که دارم
درضمن، تو هم
وقتی خدمت بودم
خیلی هوامُ داشتی
جدی!؟
آره، درسته!
توی اون کولاک
اومدم دیدنت!
اگه میدونستم فراموش کرده
نمیگفتم
اوه خدا
اون روز واقعاً...
اون روز؟
هیچی، یه داستان
جالب تعریف کن
تا خوابم ببره
داستان جالب!
میدونی روزی که از
یونهی جدا شدم آخرین
چیزی که بهش گفتم چی بود؟
چی گفتی؟
بیا یه بار
دیگه سکس
کنیم
حرومزاده
هاهاهاهاها
واقعاً که آشغالی
یعنی یه حرومزاده ‌ی
به تمام معنا
یه بازنده‌ی
واقعی هستم
مگه نه؟
هاهاها...
ولی وقتی حرف از
جدا شدنه بهتره که
اینجوری بشه
چرا؟
اگه از چیزی‌خوشت نمیاد
بهتره بدون اینکه هیچ
پشمونی‌ای بمونه جدا شی
جدی
عوضی...
بهت گفتم یه
داستان جالب
برام بگو
ولی باعث
خنده‌ت شدم
غذا میخوری؟
سفارش بدم؟
واسه اینکه میخواستی
زود تر مرخص شی نتونستی
غذا بخوری
مشکلی نیست
گشنه‌م نیست
پس استراحت کن
من میرم
یه چیزی هست
که میخوام بخورم
ولی بیرون بر ندارن؟
مشکلی نیست
بگو کجاست میرم
برات میخرم
چطور
بگم...
کاری که کردیم
خوشمزه بودی
هان
گفتم تو
خوشمزه بودی
پس...
میشه کار دیروزمونُ
تموم کنیم؟
عووم
عوم
هااه
هااا...
واقعاً حالت خوبه...؟
تازه مرخص شدی
اگه خشن نباشی
مشکلی پیش نمیاد
راستش از دیروز...
حشریم
هاا...
اینجا
چی؟
میگم اینجا رو
خیلی دوست دارم
چون بوت خیلی
قوی‌تره
من بو میدم؟
نه، عطر تنته
هااع
هاااه
میخوای همون
پوزیشن بیمارستانُ
امتحان کنیم؟
آره، خوب
بود
هاااع
آااه
هاااع
پایان

قسمت 63 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 64

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی بیا باهم باشیم
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت