بیا باهم باشیم قسمت ۴۴ از ۱۰۹۲۵ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵
قسمت 44
میخوای باهام
سکس کنی؟
هان!
هاهاهاهاهاها
چیش
خنده داره؟
سجین
فکر کردی با گفتن
این حرف من درجا
میپرم بغلت
نه، ممنون
خفه شو
احمق
اگه مستی بخواب
چیزی نگو که ازش
مطمئن نیستی
وایسا
دروغ گفتم
دروغ گفتم
من ازتون عکس نگرفتم
ببخشید
چرا دروغ
گفتی؟
چون واقعاً دلم
میخواست باهات
سکس کنم
لطفاً نرو
اگه بری‌از
خجالت میمیرم
بیا
باهم
باشیم
به سلامتی
خیلی خوب بود
انگار داخل بدنمُ
تمیز کرد
حتماً کارت خیلی
سخته ، واسه همینه
که اینقدر داغونی؟
مشکل کار نیست
مشکل اون حرومزاده ست
منظورت همون
مدیرته که با اینکه
متاهله همش میاد
سراغت؟
آره، خود
حرومزاده ‌شه
دیروز بهم گفت
وقتی داشته به من
فکر میکرده آبش اومده
باور نمیشه همچین حرفی
رو بهم زد
اییی
کثافت
نباید بذاری اینجوری
اذیتت کنه
کاری از دستم برنمیاد
اون پسر رییسه
حالم ازش بهم میخوره
ولی مجبورم تحمل کنم
نمیدونم چرا
همش همچین آشغالایی
به من علاقه‌مند میشن
تو چی!؟
دوست پسر
گرفتی؟
نه بابا
وقتی هنوز جوونی
سعی کن با هر مردی
که میتونی قرار بذاری
خاطراتش برات میمونه
جنده، انگار
خودت همچین
زندگی‌ای داشتی
من میرم سر کار
شرایطم فرق داره
دیگه
حرفشم
نزن
ببخشید که مزاحم
صحبتتون میشم
من یه شرط رو باختم
میتونم براتون مشروب بخرم؟
ببخشید آقا
ما دوست پسر
داریم
جدی!؟ ببخشید
مزاحم شدم
خواهش
میکنم
عجب دروغگویی
هستی
دروغ
نگفتم
ها؟
کسی قراره بیاد؟
اینجاییم
ببخشید
ترافیک خیلی
شدید بود
سلام سونگا
بالاخره تونستم ببینمت
من سونگهیوکم
جیون؟
این کیه؟
این سونگ‌هیوکه
پسری که توی بلاینددیت
ملاقاتش کردم، همونی که
سرکار خانوم زحمت
نکشید بیاد
اوه!
واقعاً ببخشید
مشکلی نیست
بالاخره امروز
همدیگه رو
دیدیم
حالا، نفر سوم
جمع تنهاتون
میذاره
بترکون
بای عشقم
نمیتونی
اینجوری
بذاری بری
خوش بگذره
خدافظ
برات پیام
میدم
ناراحتت
کردم؟
ها؟
اگه نه که
مشروب بخوریم
باشه
حتماً
زود که
مست نمیشی؟
نه، خب
یکم
من تو یه خونه‌ی
با قوانین سختگیرانه
بزرگ شدم
و مدرسه و دبیرستان
دخترونه رفتم
هیچوقت فرصت نشد
با یه پسر همکلام شم
هر چی میگذشت
بیشتر کنجکاو میشدم
همه‌ی دوستام دوست پسر
داشتن و قبلن تجربه‌ی رابطه ‌ی
جنسی رو داشتن
جز من
پس چرا تو هم
یه دوست پسر پیدا نمیکنی؟
مطمئنم کلی پسر هستن
که آرزوشونه با تو باشن
از سکس میترسیدم
ها؟
دوستام میگفتن
سکس خیلی درد داره
و اصلن لذتی توش نیست
ولی...
ولی؟
اون شب قیافه‌ی
گایون یه چیز دیگه میگفت
بنظر میومد
خیلی داره
حال میکنه
پس واسه همین
میخوای بکنمت؟
شوخیت
گرفته
آره
اگه با تو
سکس کنم
دیگه ازش
نمیترسم
لطفاً... لطفاً
قول میدی
به کسی نگی؟
آره، به‌جون
مامانم قسم
به کسی
نمیگم!
باشه، پس
چراغا رو خاموش کن
هممم
ممممم
آاااه
اگه نظرت عوض
شد بهم بگو
درجا تمومش میکنم
پس
شروع
کنیم
ادامه
دارد...
مطمئنم خواننده ها
عاشقم میشن
پایان

قسمت 44 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 45

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی بیا باهم باشیم
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت