قسمت 6
کیونگهوی
احمق
خیلی آشغالی
یونهی
عجب اشتباهی کردم
خاک بر سرم
فااااااااااک!!!!
چطوری ازش
عذرخواهی کنم؟
خیلی خجالت میکشم
چی شده
کیونگهو؟
این وقت شب
اینجا چیکار داری؟
چه بوی الکلی میدی!
چقدر خوردی؟
با دوستام چند تا
آبجو زدیم! تو راهم
یه سوجو خوردم
اگه مستی
برو خونه
وایسا
میخوام
بخوابم
راجبه دیروز...
همه چی
یادمه
کارم
اشتباه بود
واقعاً
متاسفم
مست کردی
که بیای ازم
عذرخواهی کنی؟
مرتیکهی خر!
اووع
عوووع
عوووآاااععع
اوه خدا...!
حرومزاده
هووف
هوومم
حرومزاده
چقدر
سنگینی
اومدی خونهم
روم بالا آوردی
و غش کردی
کثافت
کثافت آشغال!
وقتی میخوای عذرخواهی کنی
نباید اینقدر مست کنی
مگه احمقی!؟
ولی دلم به
حالش سوخت
اینهمه راه اومد
تا ازم معذرت بخواد
عمم...
آاااااااا
ببخشید
نمیدونستم
داری دوش میگیری!
من میرم
شب بخیر
خفه شو
و گمشو آشغال
دانشگاه
میبینمت
همه خیلی
خندیدن
چی شد؟
رفتم عذرخواهی کنم
بدترش کردم
حالا چطوری
باهاش چشم تو
چشم شم؟
کیونگهو
دیشب سالم
رسیدی خونه؟
مشخص نیست!؟
تو چه
مرگت شده!؟
شنیدی که داریم
میریم سفر؟
فکر نکنم اینبار
بتونی باهامون بیای!
چرا کسشر میگی؟
چرا نمیتونم
بیام؟
چون سر کلاس
استاد دویون حاضر
نشدی!
هاهاهاها
هنوز واحدت
حذف نشده؟
خفه!
راست میگه
بدجور تو دردسر
افتادم
پروفسور
دویون چا
اومدم اینجا
ولی...
نمیدونم
چی بگم
بذار برم داخل
یه کاریش میکنم
کسی نیست؟
پروفسور
داخلی؟
بیا تو
ببخشید
چیکار داری؟
خب، راستش
من نتونستم سر کلاستون
حاضر شم و نمرهی F گرفتم
خب که چی؟
میخواستم بدونم
راهی واسه جبرانش
هست!؟
جبران!؟
چی واسه
عرضه داری؟
هرکاری که
شما بخواین
میکنم استاد!
فقط نمرهمُ
ببرین بالا
هر کاری؟
خب...
باشه
ببینیم چیکار
میتونی بکنی!