کصی که انتظارشو نداشتم قسمت ۵۷ از ۶۰۳۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰
قسمت 57
مطمئنی؟
شاید فقط واسه
تعطیلات میره؟
بخاطر اون
جنده‌ست
جوریکه
سوهیون حرف
میزد مطمئنم
میخواد بره
فهمیدم
یه مرد کاری رو
میکنه که باید بکنه
بنظرت این
یه شوخیه!
برخلاف تو
حسی که من بهش
دارم خیلی جدیه
آهری
من اون رو
بیشتر از تو
میشناسم
منم برام
آسون نیست
طوری رفتار نکن
که فقط تویی که
بهش نامردی شده
عع
از وقتی بچه بودیم
دوستش داشتم
حتماً
اوه
وقتی بچه بودین
قول دادین ازدواج کنین؟
پففف
اگه همچین کاری
کرده باشیم چی؟
......
وای خدا
تو هم؟؟
چی؟
آاه
هاا...
آه
کیرت تا ته تومه
خیلی داغه
هاا...
خانوم میجو
توی کصت
خیلی خیسه
کل آب
این استخر...
انگار از کص
تو در اومده
هاا...
آه
آاه!
هاا...
خانوم میجو
عوویی!
میخوام
صورتت...
رو ببینم!
آااه
من خیلی سنگینم
اصلن
توی آب هستیما
و قبلاً بهت گفتم
تو برای من
مثل یه پر سبکی
آاه
پس...
هااع
بدنت رو
بسپار به من!
آاه
هاع
آاه!!
آاه
سوهیون
هاا...
ها...
آاه
عالیه
عالی
هاا...
آاه
هوف
خانوم میجو؟
خوابی؟؟
خیلی خسته شده
هههم
عیح
هیح
حیع
خانوم میجو؟
چرا گریه میکنی؟
مریض که نیستی؟
ببخشید
من آدم حریصی
هستم
تو خیلی خوشحالم کردی
فراتر از چیزی که همیشه میخواستم
ولی من...
هنوز نمیخوام
اجازه بدم بری
چی...؟
چرا همش میگی
من قراره جایی برم؟
ولی...
تو خودت گفتی
به زودی میری شهر
شهر!؟
اوه
حالا فهمیدم
پس...
قراره فقط
واسه یه سفر
کوتاه بری؟
آره
به سویی هم
همین رو گفتم
پس دلیل
عصبانیت آهری
این بود که...
واسه خودش
نتیجه گیری کرد
که تو واسه همیشه
میخوای بری
خانوم میجو؟
اوه نه، اوه نه، اوه نه!
من فکر کردم
واسه همیشه میره
و اون همه حرفای
عجیب و غریب زدم
حتی جلوش مثل
یه بچه گریه کردم!
چرا باید برم؟
من تنها مرد
مسافرخونه هستم
میخوام همینجا
بمونم و کار و زندگی کنم
میخوام مرد...
مسافرخونه باشم
اوه
حرفم رو باور میکنی
خانوم میجو؟
مرد!؟
روم حساب
کن میجو
سوهیون
یعنی اون...
سوهین
مرد خونه
عشقم❤️
خانوم میجو؟
عشقم
وایسا
آااه!
عشقم
یعنی سوهیون
از اون موقع...
غذا بخور عشقم
یعنی سوهیون
رفتار خانوم میجو
متفاوت شد
چرا عشقم
صدا میکنی؟
اوه
احمقم دیگه
ببخشید متوجه
نشدم...!
یکم عجیبه
میبینمت!
روز خوبی داشته باشی
ولی بد نیست
یه حس ترکیبیه
اوه
برگشتی
به موقع رسیدی
راجبه حرفی
که اون روز زدم...
مهم نیست
وقتی کارت تموم شد
بیا دیدنم
راستی...
کمپینگ
دوست داری؟
آااه
این دیگه چیه؟
مرد جوون!
اولین باره
میری کوهنوردی؟
آماده‌ی لذت بردن...
از کمپینگ
توی دره‌ هستی؟
پایان

قسمت 57 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 58

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی کصی که انتظارشو نداشتم
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت