قسمت 24
خانوم میجو!!
همه چی ردیفه؟
من برگشتم!
ها
ها
اوه
خوش اومدی سوهیون
چرا اینقدر زود برگشتی؟
یکم بیشتر خوش میگذروندی
همین کافی بود
ناهار خوردی؟
سوهیون
نه
بد شد
جدی؟
اوه
چون تنها بودم
برای یه نفر
غذا پختم
باید یکم صبر کنی
اشکالی نداره؟
زحمت نکش
نه
بادا گفت این رو
بدم بهت
عمم
هاه؟؟
همم
این چیه؟
صدف دریاییه؟
اوه خدا
خودش گرفته
دستش درد نکنه
خیلی گرونن
آره
هان!
به دوستت بگو
ازش تشکر کردم
ععه
عمم
اوه
حتماً
خیلی احمق
بنظر اومدم
اوه خدا
خوشحالم اینا رو
برات آوردم
منظورت چیه؟
هان؟
این اواخر خیلی
ناراحت بنظر میرسیدی
نگرانت بودم
جدی...من؟
ععع
آره
مهمتر اینکه من تنهایی
رفتم خوشگذرونی
وقتی مشتری
نداشتی
دفعهی بعد حتماً بیا
هاهاها
یه زن مسن مثل من
بین شما بچهها چیکار داره
چیمیگی!؟
ولی...
هاه
شبیه دوستشونی
وقتی تو با آهری و بادایی
بیاین بریم یه
چیز خوشمزه بخوریم
من چرا اینجام؟
دخترا!
قراره چاق شی
شبیه دوستشونم؟
من
مردم همچین چیزی
رو بشنون میزنن زیر خنده
چرند نگو
هاهاها
آهری کجاست؟
حالش خوب نبود
رفت استراحت کنه
آع
اوه، نه
نمیتونم بهش فکر نکنم
اصلن شبیه بادا نبود
صورتش
اگه منم بگاد...
اونجوری میشم؟
جق زدن که
خیلی حال داد
ولی اگه یه
مرد بکنه توم...
منم مثل اون لذت میبرم؟
حس عجیبی...
دارم
حالت خوبه؟
آهری!
ووآاع
عععع
چی شده؟
ناهار درست کردم
اگه میخوری برات بیارم
خُب
خوبم
عمم
گرسنه نیستم
صدفا خیلی
تازه بودن
جدی؟
صدف!؟
پس میخورم!
ععع
واااو
این یکی...
خیلی..
خوب شده!
عاااع
لعنتی، به چی فکر کردم!؟
آهری!
بیا
این فلفلم امتحان کن
هاه؟
مامان یونگکی
اینا رو بهم داد
اوه!
راستش گشنم نیست!
کجا میری؟
پیاده روی
میرم...
یه چیزیش شده!؟
اوه
انداختمش
خانوم میجو؟؟
عمم
بله؟
چی؟!
هاع
پریود شدم؟
اوه
چی...
این؟؟
آاه
هیچوقت
اینجوری...
نشده بودم
نه...
سوهیون
اینکارو بکنی
نمیتونی...
هااه
ببخشید
خانم میجو
من خیلی...
کنجکاو شدم
گفتم باید همین الان
چکش کنم!
آاه
هااه!
هااع!!