کصی که انتظارشو نداشتم قسمت ۵۶ از ۶۰۲۹ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹
قسمت 56
آره
اون همیشه
همینجوری بود
سوهیون
حتماً باید بری؟
بهش گفتم نرو
ولی بازم
رفت شهر
واسه همین
وقتی برگشت...
فکر میکردم
بازم یه روزی میره
پس...
نمیری؟
ولی بازم ازش پرسیدم
تا مطمئن شم
چرا باید برم؟
جوابت
این بود
چطور میتونی با
من همچین کاری کنی؟
سوهیون!!
سویی رفت
بالاخره اینجا
ساکت شد
میتونیم استراحت کنیم
تا یه مدت
مشتری نداریم
سوهیون
قراره بری به شهر؟
واقعاً...
ها؟
چه شهری؟
وقتی اومدم
میتونیم...
اوه
به سویی گفتم
میرم دیدنش
آره، خب که چی؟
سویی بهت گفت؟
اصلن
متاسف نیستی
مگه نه؟
چی؟
مشکلش
چیه...!؟
واقعاً؟
نمیدونی
مشکل چیه؟
بچه‌ها؟
مشکلی داره
برم شهر؟
مگه چه...
سوهیون....
تو...
خیلی نامردی
چی؟ آهری!
سوهیون!
پس...
برام مهم نیست
بیای به خونه‌م
ولی چرا بهم نمیگی
چی شده!؟
شبیه یه نوجوون
که از خونه فراری شده
رفتار میکنی
مطمئنم سر خانوم میجو
و سوهیون خیلی شلوغه
هاا
ما مشتری نداریم
سوهیون
اسم اون حرومزاده رو نیار
پس باهاش
دعوات شده
بیا یکم
صحبتای دخترونه کنیم
آیی
نزدیکم نشو
نه؟
خونه‌ی من
قوانین من
جنده خانوم
این منصفانه نیست
آاایی!
فهمیدم
پس تصمیم گرفتی
بری به شهر
آره
بنظر ایده‌ی
بدی نیست
نمیدونم چرا آهری
اینقدر ناراحت شد
بهش سخت نگیر
حتی منم...
ناراحتم
چی!؟
هیچی... قرار
نیست همین امروز
بری، مگه نه؟
معلومه
که نه
پس...
میشه یه لطفی
بهم بکنی؟
تو از...
سفر یه
روزه خوشت میاد؟
همم؟
منظورم
لش کردن
توی هتله
کارایی که جوونا
این دور و زمونه میکنن
نمیدونم
تا حالا امتحان نکردم
ولی خانوم میجو
اینجا...
خیلی گرونه؟!!
مشکلی نیست
چون همکاریم
بهم تخفیف دادن
شنیدم جوونا...
عاشق همچین
چیزایی هستن
انتظار این
رو نداشتم
مرسی
هاهاها
واسه اینکه بدون
آهری اومدیم
یکم ناراحتم
امروز به آهری
نیاز نداریم
امروز...
میخوام باهات
تنها باشم
چی؟
چیزی گفتی؟
هیچی
چرا نریم بیرون؟
عالیه!
نظرت چیه!؟
واو
توی همه چی
عالی هستی
سوهیون!
خیلی خوبه
بخور
عجب منظره‌ای
آره
کل جزیره رو
میشه دید
ازت عکس میگیرم
لازم نیست
ولی میخوام
برو اونجا وایستا
واو...
این عجب چیزیه
هممم
قول بده نخندی
برای کسی به
سن من...
این لباس
ضایع‌ست، نه؟
هان،نه...
اصلن و ابداً
امروز بهت
خوش گذشت؟
یهویی ازت خواستم
بیای، مگه نه؟
اولش سوپرایز شدم
ولی خیلی
لذتبخش بود
از شنیدنش
خوشحال شدم
همیشه میخواستم
یه جای خوب
ببرمت
ببخشید
همیشه کلی
کار میریزم سرت
چی میگی؟
من کسی هستم که...
باید تو رو
میاوردم همچین جایی
آدم موفقی میشم
و تو رو به جاهایی حتی
بهتر از اینجا میبرم
واسه همین
میخوای بری شهر؟
من همچین چیزی نمیخوام
فقط میخوام...
پیشم بمونی
خانوم میجو؟
هممم
عمم
عووم
سوهیون
برای آخرین بار...
منُ میکنی؟
این آخرین بار نخواهد بود
هاا
آااه
سوهیون
خانوم میجو
توی آب هستیم
ولی بازم کصت
خیس شده
اوه
آه
خیلی عجیبه
حس عجیبیه
برای منم...
حس میکنم
میتونم...
یه ضرب بکنمش توت!
پس بکن!
میخوام بکنیش
توی کصم
سوهیون!
اوووف
کصم...
پاره شد
ببین چقدر...
خیس شدم❤️
پایان

قسمت 56 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 57

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی کصی که انتظارشو نداشتم
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت